ضميرى كه در مفسّر نيز - جملهء قبل - بوده است ، بايد در جملهء مفسّر - جملهء بعد - همان ضمير حكايت و تكرار شود يعنى فعل مفسّر به همان ضميرى اسناد داده مىشود كه فعل مفسّر به آن اسناد داده شده است .
مانند : « تقول : استكتمته الحديث أي سألته كتمانه » .
چنان كه ملاحظه مىشود « أي » بعد از « تقول » و مقول آن و قبل از فعلى كه به ضمير اسناد داده شده « سالته » قرار دارد و چنان كه ملاحظه مىشود ضماير مسند اليه در مفسّر و مفسّر يكى است زيرا جملهء مفسّر بايد عين جملهء مفسّر باشد .
معناى مثال : « طلب كتمان كردم از او بيان حديث را يعنى خواستم از او كتمان آن را » .
امّا اگر به جاى « أي » ، « إذا » قرار گيرد ، ضمير در جملهء مفسّر ، مخاطب و مطابق فاعل « تقول » مىگردد زيرا « إذا » ظرف آن است و در مثال گفته مىشود : « سالته » .
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 307
مساهمون: غلامعلى صفايى
ص٣٠٧