متن و إنّما سمّيت في النّوعين متّصلة ؛ لأنّ ما قبلها و ما بعدها لا يستغنى بأحدهما عن الآخر ، و تسمّى أيضا معادلة ؛ . . .
شرح اين است و جز اين نيست كه نام گذارده شده اين وجه از « أم » در هردو نوع خود به « أم » متصله ، زيرا كه به دو طرف « أم » در كلام نياز است و با ذكر يكى ، استغنا و بىنيازى از ذكر ديگرى حاصل نمىشود ، و اين دو ، ارتباط و اتصال شديد در كلام باهم دارند ، زيرا در نوع اوّل ، كلام در مقام بيان تساوى اين دو است كه بايد هردو ذكر شوند تا به توان گفت اين دو متساوى هستند .
و در نوع دوّم ، كلام در مقام استفهام از تصوّر يكى از اين دو است ، پس بايد هردو ذكر شوند تا مخاطب ، مورد سؤال را بفهمد . و چون « أم » بين اين دو شيء متصل به هم واقع شده نام آن را متصله - از باب تسميه شيء به اسم مجاورش - مىگذراند .
و نام ديگرى هم اين « أم » دارد به نام « معادلة » ؛ زيرا در نوع اوّل ، مقابل و معادل همزه در إفادهء تسويه است و در قسم دوّم مقابل و معادل همزه در إفادهء استفهام تصوّرى مىباشد .
متن يفترق النّوعان من أربعة أوجه : . . .
شرح اين دو نوع « أم » متّصله از چهار جهت باهم فرق دارند :
1 - « أم » واقعه بعد از همزهء تسويه ، كلام مشتمل به آن ، مستحقّ جواب نيست ، زيرا كلام اخبارى است و استفهامى نمىباشد بلكه جملهاى خبريه است كه حاكى از واقع است ، هرچند از باب تصديق و يا تكذيب اخبار به تسويه ، به آن جواب نيز مىتوان داد ولى نوع ديگر مستحقّ جواب است چون استفهامى
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 169
مساهمون: غلامعلى صفايى
ص١٦٩