تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وصايا الرسول ( ص ) والائمة ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
برهانكم على ما تحدّثون ، قالوا : نافقت و إن أطاعوهم [ قالوا : ] عصيت اللّه عزّ و جلّ ، فهلك جهّال فيما لا يعلمون ، امّيّون فيما يتلون ، يصدّقون بالكتاب عند التعريف و يكذّبون به عند التّحريف ، فلا ينكرون . اولئك أشباه الأحبار و الرّهبان ، قادة في الهوى ، سادة في الرّدى ، و آخرون منهم جلوس بين الضّلالة و الهدى لا يعرفون إحدى الطائفتين من الاخرى ، يقولون ما كان النّاس يعرفون هذا ، و لا يدرون ما هو و صدّقوا ، تركهم رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله على البيضاء ليلها من نهارها لم يظهر فيهم بدعة و لم يبدّل فيهم سنّة لا خلاف عندهم و لا اختلاف ، فلمّا غشى النّاس ظلمة خطاياهم ، صاروا إمامين داع إلى اللّه تبارك و تعالى ، وداع إلى النّار ، فعند ذلك نطق الشّيطان فعلى صوته على لسان أوليائه و كثر خيله و رجله و شارك في المال و الولد من أشركه ، فعمل بالبدعة ، و ترك
شرح
بدانها گويند دليل خود را بر اين سخن ( و اين تهمتى كه بر علما مىزنيد ) بياوريد ، گويند : منافق گشتى ، و اگر پيروى آنها را كنند ، گويند : شما نافرمانى خداى عز و جل كرديد ! ( اين است وضع علماء با جهّال ) . پس اين جهّال هلاك گشتند در مورد آنچه نمىدانند ، نادانند آنچه را خوانند ، در هنگام تعريف از قرآن آن را تصديق دارند و در وقت تحريف آن را تكذيب كنند ( و تحريف آن را بپذيرند ) و انكار نكنند . اينها همانند احبار ( يهود ) و رهبانان ( نصارا ) هستند كه رهبران هواپرستى و آقايان هلاكت و نابودىاند ، و دستهء ديگرى از اينهايند كه ميان هدايت و گمراهى نشسته و هيچكدام از اين دو دسته را از هم تشخيص ندهند و گويند : مردم نمىتوانند حقيقت اين كار ( يعنى جريان امامت ) را بفهمند و ندانند كه چيست ، با اينكه تصديق دارند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آنان را به راه روشنى واگذاشت كه شبش از روزش آشكار است ، و در آن زمان بدعتى در ايشان ظاهر نشد و سنتى در آنها تبديل نيافت ، و خلاف و اختلافى در آنها پديد نيامد ، ولى هنگامى كه تاريكى خطاهاى مردم آنها را فراگرفت دو ( دسته و دو ) امام پيدا شد ، يكى آنان كه بسوى خداى تبارك و تعالى دعوت مىكردند ، ديگر آنان كه بسوى دوزخ مىخواندند ، در اين هنگام بود كه شيطان به زبان آمد ، و آواز خود را به زبان دوستان و ياران خود بلند كرد و طرفداران سواره و پياده‌اش بسيار شدند ، و شركت جست در مال و فرزند آنان كه با او شركت جستند پس