8 - و نقل على بن شعبه فى كتاب تحف العقول وصيّته عليه السّلام لجابر بن يزيد الجعفى . و قال : روي عنه عليه السّلام أنّه قال له : يا جابر اغتنم من أهل زمانك خمسا : إن حضرت لم تعرف . و إن غبت لم تفتقد . و إن شهدت لم تشاور . و إن قلت لم يقبل قولك . و إن خطبت لم تزوّج .
شرح
وصيتى بسيار آموزنده از آن حضرت به جابر بن يزيد جعفى
8 - على بن شعبة ( ره ) در كتاب تحف العقول وصيت امام باقر عليه السّلام به جابر بن يزيد جعفى را روايت كرده گويد : « وصيت آن حضرت عليه السّلام به جابر بن يزيد جعفى » : « 1 » روايت شده از آن حضرت كه به جابر فرمود : اى جابر از مردم زمان خود پنج چيز را غنيمت شمار : اگر در حضور آنها بودى نشناسندت ، و اگر از آنها دور و غايب بودى دورى تو را احساس نكنند ، و اگر شاهد كارى از كارهاى آنها بودى مورد مشورت قرار نگيرى ، و اگر سخنى گويى سخنت را نپذيرند ، و اگر از آنها زنى خواستگارى كنى به تو زن ندهند . « 2 »هامش
( 1 ) - جابر بن يزيد جعفى از بزرگان اصحاب امام باقر و امام صادق عليهما السّلام است و از ياران اصحاب سرّ و رازداران آن بزرگواران بوده است ، و او كسى است كه برطبق رواياتى پنجاه هزار حديث يا بيشتر مىدانست كه به دستور امام عليه السّلام به كسى اظهار نكرده بود و هنگامى به نزد امام باقر عليه السّلام آمده عرض كرد : سينهام تنگى مىكند و دارم ديوانه مىشوم حضرت به او دستور داد هرگاه به اين حالت دچار شدى به صحرا برو و چاهى حفر كن و سرت را در آن چاه كن و بگو : محمد بن على برايم چنين گفت ( و بدين ترتيب سينهات را خالى كن ) وى همان كسى است كه براى آنكه دچار بنى اميه نشود مدتى خود را به ديوانگى زد و اسبى چوبين ساخته بود و در كوچههاى كوفه مىدويد و اطوار ديوانگان را درآورده بود و بچهها به دنبالش به اينسو و آنسو مىرفتند ، وى در سال 128 قمرى از دنيا رفت .
و به هر صورت روايات و كرامات و علوم غريبهاى نيز از او نقل شده ، و از همين روايت و وصيتهايى نيز كه امام باقر عليه السّلام به دو فرموده جلالت قدر و ويژگى او نزد آن بزرگوار به خوبى روشن مىشود ، چون پذيرفتن و هضم اين تذكرات سودمند و آموزنده براى افراد معمولى دشوار و مشكل است ، و آن بزرگواران نيز اين گونه سفارشها و وصيتها را به همه كس نمىكردند .
( 2 ) - يعنى از بىاعتنايى مردم دنيا و بىتوجهى آنها نسبت به خود دلگير و غمگين مشو بلكه آن را غنيمتى بدان و خدا را سپاسگزار باش كه نه در حضور تو و نه در غياب ، مورد توجه مردم دنيا نيستى و در كارها با تو مشورت نمىكنند و سخنت را نمىپذيرند و به تو زن نمىدهند . . . و اين كلمات مىتواند شرحى بر آيهء شريفهء قرآن كريم باشد كه فرموده« قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ ». حافظ شيرازى مىگويد :جهان به مردم نادان دهد زمام مراد * تو اهل دانش و فضلى همين گناهت بس