تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وصايا الرسول ( ص ) والائمة ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
وصيته عامّة 17 - فى الكافى بسنده عن إبراهيم ابن إسحاق الأحمري رفعه قال : لمّا ضرب أمير المؤمنين عليه السّلام حفّ به العوّاد و قيل له : يا أمير المؤمنين أوص ، فقال : اثنوا لي وسادة ، ثمّ قال : الحمد للّه حقّ قدره متّبعين أمره ، و أحمده كما أحبّ ، و لا إله إلّا اللّه الواحد الأحد الصمد كما انتسب ، أيّها الناس كلّ امرىء لاق في فراره ما منه يفرّ ، و الأجل مساق النفس إليه و الهرب منه موافاته ، كم أطّردت الأيّام أبحثها عن مكنون هذا الأمر فأبى اللّه عزّ ذكره إلّا إخفاءه ، هيهات علم مكنون . أمّا وصيّتي فأن لا تشركوا باللّه جلّ ثناؤه شيئا و محمّدا صلّى اللّه عليه و آله فلا تضيّعوا سنّته ، أقيموا هذين العمودين و أوقدوا هذين المصباحين ، و خلاكم ذمّ ما لم تشردوا ، حمّل كلّ امريء مجهوده و خفّف عن الجهلة ، ربّ رحيم و امام عليم و دين قويم .
شرح

وصيتى همگانى

17 - ابراهيم بن اسحق احمرى در حديث مرفوعى روايت كرده كه چون امير المؤمنين عليه السّلام ضربت خورد ، براى عيادت گرد او را گرفتند و به او گفتند : يا امير المؤمنين عليه السّلام وصيت كن ، فرمود : براى من تكيه‌گاهى بسازيد ، سپس فرمود : حمد خدا را به اندازه‌اى كه او را شايد و همهء ما پيروان فرمان اوييم ، من او را چنانچه دوست دارد سپاس گزارم ، و نيست شايستهء پرستشى جز خداى يكتاى يگانه و بىنياز چنانچه خود را بدين نسب ستوده ( در سورهء اخلاص كه آن را نسب خدا خوانند ) اى مردم ، هر انسانى به ناچار بدان برخورد مىكند كه از آن مىگريزد ، مرگ است كه هر نفسى به سوى آن كشيده مىشود و گريز از آن پابندى و استقبال از آن است ، من چقدر روزشمارى كردم و از نهان اين امر كاوش نمودم و خداى عزّ ذكره جز اين نخواست كه نهانش سازد ، هيهات ! علمى است سربسته و ناپيدا . امّا وصيّت من اين است كه : چيزى را براى خدا جلّ ثناؤه شريك نگيريد و در مورد محمد صلّى اللّه عليه و آله سنّت و روش او را گم نكنيد ، و از دست ننهيد ، اين دو ستون ديانت را برپا داريد و اين دو چراغ هدايت را برافروزيد و از نكوهش بر كنار باشيد تا از حق نگريزيد ، هركس بار دسترنج خود را به دوش دارد و از نادانها بارشان سبك شده است ، پروردگارى است مهربان ، و امامى است دانا ، دينى است استوار .