البلاء ، و شكر عند الرّخاء ، و قنوع بما رزقه اللّه عزّ و جلّ ، و لا يظلم الاعداء و لا يتحامل على الأصدقاء ، بدنه منه في تعب ، و الناس منه في راحة .
يا عليّ أربعة لا تردّ لهم دعوة : إمام عادل ، و والد لولده ، و الرّجل يدعو لأخيه به ظهر الغيب ، و المظلوم ، يقول اللّه جلّ جلاله : و عزّتي و جلالي لأنتصرنّ لك و لو بعد حين .
يا عليّ ثمانية إن اهينوا فلا يلوموا إلّا أنفسهم : الذّاهب إلى مائدة لم يدع إليها ، و المتامّر على ربّ البيت ، و طالب الخير من أعدائه ، و طالب الفضل من اللّئام ، و الدّاخل بين اثنين في سرّ لم يدخلاه فيه ، و المستخفّ بالسّلطان ، و الجالس في مجلس ليس له بأهل ، و المقبل بالحديث على من لا يسمع منه .
شرح
قانع باشد بدانچه خداى عزّ و جلّ روزى او كرده ، به دشمنان هم ستم نكند ( تا چه رسد به دوستان ) و براى دوستان نيز زياده بر وظيفهاش چيزى به عهده نگيرد ، بدنش ( براى انجام وظايف الهى ) در رنج و تعب است ، ولى مردم از ناحيهء او در راحتى و آسايش بسر برند .
يا على ! چهار گروهند كه دعايشان باز نگردد ( و به اجابت رسد ) : پيشواى عادل ، دعاى پدر براى فرزند ، دعاى مرد پشت سر برادر دينى خود ، دعاى مظلوم و ستمديده كه خداى عزّ و جلّ فرمايد : انتقام تو را حتما خواهم گرفت اگرچه پس از گذشت زمانى باشد .
يا على ! هشت گروهند كه اگر اهانتى به آنها شد كسى را جز خودشان سرزنش نكنند ( و خود سبب آن اهانت شدهاند ) : كسى كه بىدعوت بر سر خوان غذايى برود ، كسى كه بر صاحب خانه دستور دهد ( و تحكّم نمايد ) كسى كه از دشمنان خود خير و خوبى خواهد ، كسى كه از مردمان پست و فرومايه فضيلت طلبد ، كسى كه خود را داخل كند در رازى كه ميان دو نفر است و آن دو او را در آن كار دخالت ندادهاند ، كسى كه به سلطان استخفاف كند ، كسى كه در جايى بنشيند كه شايستگى آن را ندارد ، كسى كه سر سخن و داستانى را باز كند براى كسى كه از او شنوايى ندارد ( و سخنش را نمىپذيرد ) .