رسول اللّه اوصنى ، فقال : اتملك يدك ؟ قلت : نعم ، قال : فتملك لسانك ؟ قلت : نعم ، قال صلّى اللّه عليه و آله : فلا تبسط يدك إلّا الى خير ، و لا تقل بلسانك إلّا معروفا . « 1 »
وصاياه صلّى اللّه عليه و آله فى حقّ العترة و التمسّك بعلى عليه السّلام
25 - و فى كتاب كفاية الاثر بسنده عن عمران بن حصين قال : خطبنا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فقال : معاشر النّاس إنّي راحل عن قريب و منطلق إلى المغيب ، اوصيكم في عترتي خيرا ، فقام إليه سلمان فقال : يا رسول اللّه أ ليس الأئمّة بعدك من عترتك ؟
فقال نعم : الأئمّة بعدي من عترتي بعدد نقباء بني إسرائيل ، تسعة من صلب الحسين ، و منّا مهديّ هذه الامّة ، فمن تمسّك بهم فقد تمّسك بحبل اللّه ، لا تعلّموهم
شرح
دارى ؟ عرض كرد : آرى ، فرمود : آيا زبان خود را در اختيار دارى و مالك آن هستى ؟ عرض كرد :
آرى ، فرمود : پس دست خود را جز بر كار خير باز مكن و مگشا ، و با زبان خود جز سخن نيك مگو .
وصيت آن حضرت دربارهء عترت
25 - علامه مجلسى در بحار الانوار از كتاب كفاية الاثر روايت كرده به سندش از عمران بن حصين كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله براى ما خطبه خوانده و سخنرانى كرده فرمود : اى گروه مردم من به زودى از ميان شما مىروم ، و از ديدهها پنهان مىشوم شما را دربارهء عترت خود به خير و نيكى وصيت مىكنم ، در اينجا سلمان برخاست و عرض كرد : اى رسول خدا ، آيا امامان پس از تو از عترت شما نيستند ؟ فرمود : چرا امامان پس از من به عدد نقيبان بنى اسرائيل هستند ، نه تن آنها از صلب حسيناند ، و از ما است مهدى اين امّت ، كه هركس بدانها تمسّك كرده و چنگ زند به ريسمان خدا چنگ زده ، به آنها تعليم نكنيد و چيزى نياموزيد كه آنها از شما داناترند ، و از آنهاهامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 77 ، ص 170 .