تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 853

مساهمون:

ص٨٥٣
زهى بجاى سيم ، ابريشم به كار مىبرده‌اند . فردوسى گويد :
سمن عارضان پيش خسرو بپاى * به آواز ابريشم و بانگ ناى
نظامى گنجوى راست :
نواى جهان خارج آهنگى است * خلل در بريشم نه در چنگى است
بنقل از آنندراج تركيب « ابريشم زدن » بمعنى ساز زدن و « ابريشم زن ، بريشم نواز » بمعنى مطرب هم ازين باب است . « ابريشم بها » تركيبى است نظير : نعل بها ، خاقانى گفته است :
خاصه كه بغداد خنگ خاص خليفه است * نعل بها زيبدش بهاى صفاهان
ديوان خاقانى ، ص 355 پول چايى ، در محاورات نظير ديگر است .
چون كه زد بسيار و گريان سر نهاد * چنگ بالين كرد و بر گورى فتاد
خواب بردش مرغ جانش از حبس رست * چنگ و چنگى را رها كرد و بجست
گشت آزاد از تن و رنج جهان * در جهان ساده و صحراى جان
جان او آن جا سرايان ماجرا * كاندر اينجا گر بماندندى مرا
خوش بدى جانم در اين باغ و بهار * مست اين صحرا و غيبى لاله زار
بىپر و بىپا سفر مىكردمى * بىلب و دندان شكر مىخوردمى
ذكر و فكرى فارغ از رنج دماغ * كردمى با ساكنان چرخ لاغ
چشم بسته عالمى مىديدمى * ورد و ريحان بىكفى مىچيدمى
جهان ساده : عالم غيب و مجردات كه در آن تركيب راه ندارد و محل اعراض و عوارض نيست .
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 853 | بديع الزمان فروزانفر