تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
دلالته عامه فى الاشياء على نسق واحد و وجوده دائم فى الاحوال يستحيل خلافه فلا جرم اورثت شده الظهور خفاء فهذا هو السبب فى قصور الافهام » . احياء العلوم ، طبع مصر ، ج 4 ، ص 230 . راجع بنفى ضد از حق تعالى ، جع : شرح تجريد قوشجى در حاشيه‌ى شرح مواقف ، طبع آستانه ، ج 3 ، ص 293 . بيت اخير ( 1135 ) اشاره است به آيه‌ى شريفه :
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ
. ( الانعام ، آيه‌ى 103 ) كه شيعه و معتزله آن را دليل مىگيرند بر اينكه خدا رويت نمىشود نه در دنيا و نه در آخرت ، و اشعريان بدين آيه استدلال مىكنند كه مومنان خدا را در قيامت خواهند ديد . جع : تفسير ابو الفتوح ، طبع طهران ، ج 2 ، ص 219 - 217 ، تفسير امام فخر رازى ، طبع آستانه ، ج 4 ، ص 175 - 168 ، مجمع البيان ، طبع طهران ، ج 1 ، ص 366 ، بيان السعادة ، طبع ايران ، ج 1 ، ص 269 ، لطايف الاشارات از ابو القاسم قشيرى ، نسخه‌ى عكسى . براى قصه موسى و طور ، جع : ذيل بيت 26 .
صورت از معنى چو شير از بيشه دان * يا چو آواز و سخن ز انديشه دان
اين سخن و آواز از انديشه خاست * تو ندانى بحر انديشه كجاست
ليك چون موج سخن ديدى لطيف * بحر آن دانى كه باشد هم شريف
چون ز دانش موج انديشه بتاخت * از سخن و آواز او صورت بساخت
از سخن صورت بزاد و باز مرد * موج خود را باز اندر بحر برد
صورت از بىصورتى آمد برون * باز شد كه إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
معنى : آن چه از لفظ مقصود است ، آن چه قائم به غير است ، هر چه مجرد باشد ، خدا ، در تعبير مولانا :