تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
اين بيت و ابيات پس از آن ، مبتنى است بر اين عقيده كه حق تعالى جامع جميع كمالات است و هر كمالى كه موجودات بدان متصف مىشوند به افاضه‌ى اوست و مستفاد از اوست .
أزمة الامور طرا بيده * و الكل مستمدة من مدده
حاج ملا هادى سبزوارى
خاك امين و هر چه در وى كاشتى * بىخيانت جنس آن برداشتى
اين امانت ز آن امانت يافته ست * كافتاب عدل بر وى تافته ست
عدل : صفتى است كه اقتضاى آن اجراء حكم است بدون ميل و افراط و تفريط ، و دادن حق به ذى حق است . خدا را به امانت وصف نمىكنند و در عداد اسماء حسنى كه سيوطى در جامع صغير سه روايت براى آن نقل كرده و نيز در مواقف و شرح آن ، اين صفت مذكور نيست ولى صفت « المهيمن » را بعضى بمعنى امين گرفته‌اند و گفته‌ى مولانا بدين قول ناظر است ( شرح مواقف ، چاپ آستانه ، ج 3 ، ص 171 ) و خاك را بدان مناسبت امين مىنامند كه هر تخم كه در وى بكارند جنس آن را باز مىدهد و هرگز بجاى گندم ، جو و بعوض جو ، گندم از آن نمىرويد .
تا نشان حق نيارد نو بهار * خاك سرها را نكرده آشكار
نو بهار مظهر اسم « المحيى » است و اين نشان ، از خدا با خود دارد و در اين بيت اشارت است برسم معمول كه وقتى چيزى به كسى سپارند آن را جز با ديدن علامت و نشانه يا نامه‌اى بديگر كس نمىسپارد .
آن جوادى كه جمادى را بداد * اين خبرها وين امانت وين سداد