تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
و تزوير خلاص مىيابد و بجهان بىرنگ و عالم يگانگى مىپيوندد و با همه‌ى اديان و مذاهب يكى مىشود ولى اين وزير رنگ آميز تزوير گر اگر چه خود را بر كيش وى مىدانست و مردمان ساده دل به دو گرويده بودند از اين لطيفه خبر نداشت و بويى نبرده بود بدين جهت بخلاف گراييد و اختلاف بوجود آورد چنان كه در بيان اين معنى مىفرمايد :
زين رنگها مفرد شود در خنب عيسى در رود * در صِبْغَةَ اللَّهِ رو نهد تا يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ
ديوان ، ب 375 و حكيم سنايى گفته است :
كاين همه رنگهاى پر نيرنگ * خم وحدت كند همه يك رنگ
حديقه‌ى سنايى و شارحان مثنوى چون مىخواسته‌اند كه مقصود مولانا را به صورت قصه ربط دهند دوچار تكلف بسيار شده و تاويلات نابجا بر تراشيده‌اند و ما مىدانيم كه مولانا قصه را قالبى براى منظور خود قرار مىدهد و به اجزاء آن غالبا نظرى ندارد ، درين مورد هم مولانا از خم و رنگرزى استفاده كرده و مراد خويش را مبتنى بر آن روايت بيان نموده است و الا ظاهر و شكل قصه مىرساند كه عيسى از خم يك رنگ ، الوان مختلف بر آورد و آن بطور كلى خلاف آن چيزى است كه مولانا اصولا از داستان شاه و وزير مزور اراده كرده و مغاير است با گفته‌ى مولانا در مواضع مختلف از مثنوى ، از جمله : ج 1 ، ب 2467 ببعد .
نيست يك رنگى كز او خيزد ملال * بل مثال ماهى و آب زلال
گر چه در خشكى هزاران رنگهاست * ماهيان را با يبوست جنگهاست
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 219 | بديع الزمان فروزانفر