تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
چون بسى ابليس آدم روى هست * پس به هر دستى نشايد داد دست
اندرزى است براى طالب كه به ظاهر حال و دعوى شيخى و ارشاد و داشتن خانقاه و مسند فريفته نگردد و تسليم هر مدعى نشود زيرا هميشه مردمى بوده‌اند كه بر گزاف و بباطل و براى احراز رياست ، خود را به صورت اهل حقيقت آراسته و دعوى رهبرى و پيشوايى كرده و مردم ساده دل را بدام افكنده‌اند بخصوص در روزگار مولانا كه درويشى رونق عظيم داشته و مايه‌ى رسيدن بمال و جاه دنيوى بوده است چنان كه شيخ عطار نيز اين مضمون را بدين صورت بيان مىكند :
بسى دجال مهدى روى هستند * كه چون دجال از پندار مستند پى دجال جادو چند گيرى * نه وقت آن كه آخر پند گيرى
الهى نامه و نظير آن از گفته‌ى مولانا :
درين بازار طراران زاهد شكل بسيارند * فريبندت اگر چه اهل و با عقل متينى تو
ديوان ، ب 22981
حرف درويشان بدزدد مرد دون * تا بخواند بر سليمى ز ان فسون
سليم : بىگزند ، مجازا ، ساده دل ، گول و ابله ، خوش باور ، شايد از آن رو كه گزند و زيان نمىرساند . ( فرهنگ نوادر لغات و تعبيرات ، ضميمه‌ى جلد هفتم ديوان كبير ، انتشارات دانشگاه طهران در ذيل : سليم . )
شير پشمين از براى كد كنند * بو مسيلم را لقب احمد كنند
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 145 | بديع الزمان فروزانفر