تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
است و دوم حيرتى كه از فرط معرفت و غلبه‌ى شهود جمال بر مىخيزد و مصراع دوم اشاره بدين حيرت است و اولين را « حيرت مذموم » و دومين را « حيرت ممدوح » گفته‌اند و ابن عربى درباره‌ى حيرت بمعنى دوم مىگويد : « فالحائر له الدور و الحركة الدورية حول القطب فلا يبرح منه . » فصوص الحكم ، طبع بيروت ، ص 73 .
آن يكى را روى او شد سوى دوست * و آن يكى را روى او خود روى دوست
مقصود اينست كه حيران جمال ، همواره متوجه حق است و چشم بر ديدار مىگمارد و حيران گرفتار شك از خود و خودى نرسته و جهت سير و منتهاى امل او خود اوست و خود پرست است نه خدا پرست و يا آن كه حيران جمال بر دو قسم است يكى آن كه در راه است و روى در خدا دارد و ديگر كسى كه از خودى خود فانى و به حق باقى شده و ديدن او در حكم ديدن حق است چنان كه پيغمبر ( ص ) فرمود : من رآنى فقد راى الحق . ( احاديث مثنوى ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص . 63 ) و شارحان مثنوى اولين را صاحب مرتبه‌ى عين اليقين و دومين را صاحب درجه‌ى حق اليقين گفته‌اند و بهر صورت كه فرض كنيم بيان فرق ميان سالك و و اصل خواهد بود .
روى هر يك مىنگر مىدار پاس * بو كه گردى تو ز خدمت رو شناس
رو شناس : كسى كه چهره‌ى مرد حق را از باطل باز شناسد ، مشهور و معروف :
مىدان كه دل ز روى شناسان آن سر است * مشمارش از غريب شماران اين سرا
خاقانى
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 144 | بديع الزمان فروزانفر