تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
تحمل مىكند براى آن كه بكمال و حيات خوشتر دست يابد پس كشتنى كه بفرمان خدا و يا ولى كامل صورت پذيرد يا براى رسيدن بزندگى جاويد است نسبت بمومنان كه در جهاد كشته مىشوند و يا براى كم شدن وزر و گناه و مصلحت اجتماع ، نسبت بمنكران كه بفرمان انبيا و اوليا بقتل مىرسند و بهر حال وظيفه‌ى ما تسليم و ترك بد گمانى است . و درين ابيات مولانا سالك را بزر و سيم و رياضت را بگداختن تشبيه كرده و اخلاق بد و هواى نفس را به كف و درد مانند نموده است و نتيجه‌اى كه مىخواهد بگيرد اينست كه آن فرمان كشتن مانند امر برياضت است كه به ظاهر دشوار و خلاف مصلحت مىنمايد و در حقيقت عين صلاح و حكمت است . موضوع رياضت و حكمت آن را مولانا در دفتر سوم نيز بتفصيل بيشتر مطرح كرده است . ( مثنوى ، ج 3 ، ب 4211 - 4159 ) .
گر خضر در بحر كشتى را شكست * صد درستى در شكست خضر هست
وهم موسى با همه نور و هنر * شد از آن محجوب ، تو بىپر مپر
اشاره است بقصه‌ى موسى و خضر كه در كشتى نشستند و خضر كشتى را سوراخ كرد ، مطابق آيه‌ى شريفه :
فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا رَكِبا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَها قالَ أَ خَرَقْتَها لِتُغْرِقَ أَهْلَها لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً إِمْراً
. ( الكهف آيه‌ى 71 ، نيز 79 ) . و مقصود از « بىپر پريدن » بىاشارت و دستور و ارشاد شيخ عمل كردن است چنان كه فرموده است :
هين مپر الا كه با پرهاى شيخ * تا ببينى عون لشكرهاى شيخ
مثنوى ، ج 4 ، ب 544 و اينك نظير اين مضمون :