اين بيت اشاره است بمضمون آيهى شريفه :
فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا لَقِيا غُلاماً فَقَتَلَهُ قالَ أَ قَتَلْتَ نَفْساً زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً نُكْراً
. ( الكهف ، آيهى 74 ) .
آن كه از حق يابد او وحى و جواب * هر چه فرمايد بود عين صواب
وحى : القاء و بيان معنى ، پنهان از غير ، الهام ، ظهور معنى در خواب ، وصول معنى بدل و يا از راه گوش بواسطهى ملك ، كلام خدا كه بانبيا مىرسد در اصطلاح شرعى ، و حقيقت آن پيوستگى دل است بعالم غيب و ظهور حقيقت بىواسطهى تعلم ، بدين معنى مخصوص انبيا نيست و در قرآن كريم براى اوليا نيز استعمال شده است :
وَ إِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بِي وَ بِرَسُولِي
. ( المائدة ، آيهى 111 ) و صوفيه وحى را منقطع نمىشمارند و ظاهرا مراد ايشان معنى اخير است ، مولانا مىفرمايد :
نه نجومست و نه رملست و نه خواب * وحى حق و الله اعلم بالصواب
از پى رو پوش عامه در بيان * وحى دل خوانند آن را صوفيان
مثنوى ، ج 4 ، ب 1852 ببعد ( جع : تفسير امام فخر رازى ، طبع آستانه ، ج 5 ، ص 486 ، ج 7 ، ص 423 ، كشاف اصطلاحات الفنون در ذيل : وحى . )
آن كه جان بخشد اگر بكشد رواست * نايب است و دست او دست خداست
نظير اين مضمون :
جان پيش تو هر ساعت مىريزد و مىرويد * از بهر يكى جان كس چون با تو سخن گويد
ديوان ، ب 6500