غلامان آن حضرت در بر نمودند و يكى از لبادهها را مرحمت فرمود به يحيى . هشتاد نفر از اصحاب يحيى از سرما تلف شدند . يحيى خود را از مركب به زير انداخت ، ركاب و پاى مبارك آن حضرت را بوسيد و شهادتين بر زبان جارى و اقرار به امامت جميع ائمه عليهم السّلام نمود و گفت : شهادت مىدهم كه شما ائمه ، خلفاى حقيد در روى زمين ؛ من كافر بودم . امروز مسلمان شدم و به دست تو اسلام آوردم .
اعمال انسان در هوا عكسبردارى مىشود
در كتاب « مدّهامّتان » نهاوندى آمده است : بدان اى جان برادر ! هركس را هر عملى باشد در دار دنيا از خير و شر ، خداوند متعال آن را از براى روز قيامت آنكس ذخيره مىفرمايد ؛ بحيث
« لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها »
« 1 » بلكه اعضا و جوارح خود شخص بر آن عمل شهادت مىدهند ؛ چنانچه صريح آيه مباركه است بلكه هوا هم بر آن شهادت مىدهد به اينكه عملش در عرصه قيامت به توسط هوا معاينه شود و بيان شهادت هوا اين است كه از براى هركسى عكسهاست كه از او برداشته مىشود در هر طرفة العين و آن عكسها در هواست . نه مىبينى كه آينه را در هر جا بگيرى عكس تو در آن مىافتد ، و بديهى است كه در آينه عكس نبوده همان عكس تو است كه در هوا بوده .
چون آينه گرفتى آن عكس كه در هوا بوده ظاهر ساخت ، پس آينه عكس موجود را نشان مىدهد و جهتش اين است كه آينه را دو جهت باشد : يكى جهت لطافت كه صيقلى است و ديگر جهت كثافت كه سنگ يا شيشه است . پس به مناسبت لطافت خود عكس را مىگيرد و به مناسبت كثافت خود آن را نشان مىدهد و ليكن آن عكس در هوا پيدا نيست با اينكه هوا لطيف است به علت آنكه جهت نشاندهنده را كه كثافت است ندارد و همچنين آن عكس در زمين هم پيدا نيست به علت آنكه لطافت عكسپذير را ندارد و آيه هر دو جنبه را دارد . بالجمله بدانكه عكس تو و عملت در هوا افتاده است ، نهايت آنكه پيدا و نمايان نيست : باز مىگويم : آن عكس تو كه در هوا افتاده باز عكسى دارد و هكذا هر عكس عكس ديگرى دارد . همه در هواست و اگر از براى اثبات اين مطلب شاهدى مىخواهى ، آينه را در مقابل چيزى بگير و آينه ديگر را در مقابل آينه نگاهدار و هكذا .
هامش
( 1 ) . سورهء كهف ( 18 ) ، آيهء 49 .