برادرزاده فتحعلى شاه
و از جمله منامات مناسب است حكايتى كه در اكسير العباده نقل شده كه : برادرزاده فتحعلى شاه ملقب به مريخ شاه ، مردى بود كه عمر خود را به شرب خمر و بطالت گذرانيده بود و ليكن بسيارى از اوقات از مصيبات حضرت سيد الشهداء عليه السّلام ياد مىكرد و آه مىكشيد حتى در حال مستى . يكى او را در خواب ديد با جامههاى فاخر در نهايت فرح و سرور . از او سؤال كرد . جواب داد : تأثير شرب خمر ابتلاء به عذاب اليم و احتراق در جهنم و جحيم است و ليكن فراموش كردى كه بسيار از حضرت سيد الشهداء ياد مىكردم و آه مىكشيدم . چون خواستند مرا در آتش افكنند ، آن حضرت مانع شدند .
خداوند به بركت امام حسين عليه السّلام اين درجه را به من عطا فرمود . « 1 »
و در دار السلام است كه حاجى ملا على كنى طهرانى كه از اجلاى علما و بسيار زاهد بودند . مرحوم فتحعلى شاه را در خواب ديدند كه در حرم مطهر امام حسين عليه السّلام است با همان هيأت سلطنتى كه در دنيا داشت . « 2 »
و ايضا در دار السلام نقل شده كه : دو برادر بودند يكى ظالم و ديگرى متقى برادر پرهيزكار قصد زيارت حضرت امام رضا عليه السّلام كرد . برادر ظالمش با او همراه شد ولى در بين راه باز هم به زوار آزار مىرسانيد . تا اينكه در بين راه آن ظالم وفات كرد . برادرش جنازه او را به مشهد مقدس حمل كرد و در صحن دفن نمود . همان شب او را در خواب ديدند در باغى به صورت حسنه . پرسيدند : تو با آن سابقه چگونه در اين باغ آمدى ؟ گفت : همين كه من مردم و جنازه مرا حمل كردند . آتش مرا فراگرفت . دو نفر موكّل من بودند كه مرا عذاب مىكردند . همين كه مرا وارد حرم كردند براى طواف ، ديدم حضرت روى ضريح مقدس نشسته . التماس كردم چون خواستند جنازه مرا بيرون برند . حضرت امام رضا عليه السّلام فرمودند : روى شفاعت براى ما نمىگذارند . و كاغذى نوشته انداختند و ملائكه آن را برداشته گفتند : هذا عتيق الرضا عليه السّلام ، يعنى اين آزاد شده امام رضاست . اين باغ و جاه را از بركات امام هشتم عليه السّلام به من دادند . « 3 »
مؤلف گويد : مخفى نماند كه عاقل زهر كشنده را نمىخورد به اميد اينكه شايد طبيب حاذقى ترياقى به او برساند . پس عمل به محكمات كتاب خدا و سنت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را نبايد
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . كبريت احمر 74 .
( 3 ) . كبريت احمر 74 .