تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به موجب فرمودهء خود كه :
يا حار همدان من يمت يرني * من مؤمن أو منافق قبلا
بر سيد ظاهر شدند و چون سيد را ديدار مبارك آن حضرت در نظر آمد از غايت اضطراب گفت : هكذا يفعل بأوليآئكم يا أمير المؤمنين ؟ بعد از آن روى او نورانى شد و در آن اثناء چشم گشود و اين ابيات را بر زبان راند :
احب الذي من مات من اهل ودّه * تلقاه بالبشرى لدى الموت يضحك
يعنى دوست دارم آن كس را كه نزد مرگ دوستانش ، بالين او حاضر مىشود و بشارت بهشت به او مىدهد و آن مؤمن خندان از دنيا مىرود .
و من مات يهوي غيره من عدوّه * فليس له إلا إلى النار مسلك
و كسىكه محبت غير او يعنى دشمنان او را دارد ، وقت مرگ راهى جز سوى آتش ندارد .
أبا حسن أفديك نفسي و أسرتي ؟ * و مالي و ما أصبحت فى الارض أملك
يا ابا الحسن فداى تو بادا جان من و عيالات و عشيرهء من و آنچه را كه در روى زمين مالك هستم .
أبا حسن إني بفضلك عارف ؟ * و إني بحبل من هواك لممسّك
يا ابا الحسن به درستىكه من به فضل تو عارف هستم و من به حبل كسىكه تو را دوست دارد چنگ زننده‌ام .
و أنت وصي المصطفى و ابن عمه * و انّا نعادي مبغضيك و نترك
تو وصى مصطفى و پسر عم او هستى و ما دشمنى مىكنيم با آنها كه بغض تو را دارند و ترك مىكنيم آنها را .
مواليك ناج مؤمن بين الهدى * و قاليك معروف الضلالة مشرك
دوستان تو اهل نجات و ايمان و هدايتند و دشمنان تو در گمراهى آشكار و در شرك هستند .
و لاح لحاني فى على و حزبه * فقلت لحاك اللّه إنك أعفك
و سرزنش كردند مرا سرزنش‌كنندگان در دوستى على و حزب او پس در جواب گفتم خدا دشمن تو باشد به درستىكه تويى احمق . و بعضى اين ابيات را در آن حالت از او روايت كرده‌اند :
كذب الزاعمون أنّ عليا * لن ينجي محبّه من هنآت
دروغ گفتند آنهائى كه گمان كردند كه على نجات نمىدهد دوست خود را از مهالك .
قد و ربّي دخلت جنة عدن * و عفا لي الإله عن سيّئاتى