تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
وارد شده در تأويل قوله سبحانه و تعالى
وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى وَ إِنْ تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلى حِمْلِها لا يُحْمَلْ مِنْهُ شَيْءٌ وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى
؛ « 1 » يعنى نفس سنگين از گناه از اهل و خويشان خود سؤال مىكنند حمل كنند از او چيزى از گناه او را آن‌ها قبول نكنند و حمل ننمايند بلكه زبان حال و مقال آن‌ها نفسى نفسى خواهد بود . و در تفسير اين آيه از ابن عباس چنين آمده : اين‌كه پدر و مادر مىگويند به پسر : اى پسر ! حمل كن از من گناه را ، جواب مىدهد بس است آن‌چه بر گردن من است به‌سوى اين اشاره است . قوله سبحانه :
يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ * وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ * وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ
. « 2 » اى برادر ! دل از ما سوى ببر يك جهت به‌سوى حق نما اينها از تو خواهى نخواهى جدا خواهند شد آن كسىكه با تو است و در همه حال محتاج به اوئى و از رفاقت و صلح با او چاره و بدّى ندارى خداست . حديث قدسى لابدّ شنيده‌اى : أنا بدّكم ؛ فرمود : من بدّ شمايم . چاره‌اى از من نداريد : در ورقات لابدّ خواهى ديد حضرت صادق عليه السّلام به يكى از تلامذهء خود فرمود : چه از من آموختى ؟ عرض نمود : هشت چيز . فرمود : بگو ببينم . عرض كرد : ديدم هر كس از محبوبش به مرگ جدا مىشود اهتمام نمودم دوستى بگيرم از من جدا نشود . وقت مرگ قبر و برزخ با من باشد و او عمل صالح است . فرمود : احسنت ! و اللّه خوب فهميدى .
هر صورت دلكش كه تو را روى نمود * آخر فلكش ز دور چشم تو ربود رو دل به كسى ده كه در اطوار وجود * با تست هميشه با تو هم خواهد بود
اين چند شعر از خود اين غافل است با قريحهء خامده گفته‌ام به اميدى :
گفت پيغمبر آن فخر عرب * اصدق شعر قالته العرب قول آن مردى لَبيدش بود نام * غير حق باطل بود بىاسم و نام كل شىء ما خلا اللّه باطلند * مفلس و لا شىء با حق قائمند غير او چيزى نبينى روز و شب * هستى او مردك آيد بىسبب با وجود او سببها شد پديد * جملگى اعدام با هستى پديد چشم بگشا جلوهء حق را ببين * مىنمايد خويش در هرمه جبين
هامش
( 1 ) - سورهء فاطر ( 35 ) ، آيهء 18 . ( 2 ) - سورهء عبس ( 80 ) ، آيهء 34 .