تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠

روايت نبوى

از كتاب « تحصين » ابن فهد در حاشيهء « مكارم الاخلاق » : روى عن النبى صلّى اللّه عليه و آله انّه قال لا يستكمل العبد حقيقة الايمان حتّى يكون أن لا يعرف أحبّ إليه من أن يعرف و حتّى يكون قلّة الشىء أحبّ إليه من كثرته « 1 » . ترجمه : فرمود پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله به حقيقت و كمال ايمان نمىرسد بنده مگر اينكه گمنام بودن را دوست‌تر داشته باشد از شهرت داشتن و معروف بودن ميان خلق و متاع كم و چيز كم را دوست‌تر داشته باشد از زياد آن . شعر
بر باد فنا تا ندهى گرد خودى را * هرگز نتوان ديد جمال احدى را با خود نظرى داشت كه بر لوح قلم زد * كلك ازلى ، نقش جمال ابدى را جانها فلكى گردد اگر اين تن خاكى * بيرون كند از خود صفت ديو وددى را ما از كتب عشق نخوانديم و نديديم * جز درس و خط بىخودى و بىخبرى را يا ربّ به كه اين نكته توان گفت كه « وحدت » * در كوى صَنَم يافته راه صَمَدى را « 2 »

مناظره بزرگ مسلمانى با يك نفر طبيعى ملحد

طبيعى گفت : هر چه در عالم موجود مىشود همه از آثار طبيعت است . مسلمان گفت : نه چنين است ؛ زيرا برگ توت همه يك طعم و يك طبع دارد ولى اگر آن را كرم پيله خورد ابريشم از آن توليد مىشود و اگر زنبور عسل خورد از او عسل توليد مىشود از او ، اگر آهوى تتار بخورد از نهادش مشك اذفر خارج مىگردد اگر گوسفندى خورد سركين مىشود و حال اينكه كيفيّت و خاصيّت برگ توت يكى است و در هر بطنى چيز ديگر از او حاصل مىشود ؛ پس همه از تقدير حكيم و مدبّر قديم است نه آثار طبيعت . ملحد عاجز شد از جواب ! ايضا طبيب مسلمانى با ملحدى مناظره نمودند ، زنديق گفت : تو مىدانى كه مدار امر بر طبيعت است و همه از آثار اوست . طبيب فرمود : دو چيز مرا به راه راست و طريقهء
هامش
( 1 ) - « التحصين » ابن فهد حلّى ص 12 . ( 2 ) - اشعار از وحدت كرمانشاهى است . ر . ك : « گنجينهء اسرار » عمّان سامانى به ضميمهء اشعار وحدت كرمانشاهى .