تنفعها الموعظه « 1 » .
ترجمه :
[ توكّل در سه موضع بهكار مىرود : اول در موضع قسمت و دوم در موضع نصرت كه همان اعتماد داشتن به يارى خداست و سوم در موضع رزق و روزى و حاجت است .
زيرا خداوند خودش عهدهدار شده كه آنچه را كه سبب تقويت تو براى خدمت و عبادت او مىباشد فراهم آورد كه خداوند فرازمند مىفرمايد : « و هر كه بر خدا توكّل كند خدا او را بسنده است » و پيامبر راستگو و امين ما فرموده است : اگر آنچنان كه حقّ توكّل است بر خدا توكّل كنيد خداوند همانطور كه پرندگان را - كه صبح هنگام گرسنه از آشيانهء خود بيرون مىروند و شب هنگام سير برمىگردند - روزى مىدهد به شما نيز روزى مىداد . و اين بر بنده لازم و واجب است هم به دليل عقل و هم به دليل نقل . غالب و مشهور از توكّل نيز همين مرحله است . و اگر كسى به اين مرحله نائل آيد بهترين امدادگر براى او خواهد بود كه با آسودگى خاطر به عبادت پردازد و همهء امور خيريّه را عملى سازد ؛ زيرا كسىكه توكّل ندارد خواه ناخواه در هنگام عبادت حواسش به غير خدا مشغول خواهد بود و دنبال حاجت و رزق و روزى و مصلحت خود خواهد بود و اين يا ظاهرى است يا باطنى .
و يا تلاش بدنى در راه طلب و به دست آوردن حاجت مثل عموم مردم كه مشتاق چنين امورى هستند و يا تلاش درونى كه به ياد دنيا بودن و تصميم براى به دست آوردن آن وسوسهء دل را در بردارد مانند تلاشگران كه دلبسته چنين امورى هستند . و عبادت نياز به خاطرى آسوده و بدنى آرام دارد تا حقّش كاملا ادا شود و آسودگى دل تحقّق نمىيابد مگر براى اهل توكّل . و خداوند عزّتمند مىفرمايد : « شما را بيافريد آنگاه روزيتان داد » خداوند خواسته كه انسان را متوجّه سازد كه روزى از خداست نه غير او همانطور كه آفرينش شما بهدست خدا بوده است و به اين هم بسنده نكرده است و تأكيد فرموده كه « قطعا خداوند روزى دهنده است » و به اين وعده نيز بسنده نكرده بلكه خود ضمان آن شده است چنان كه مىفرمايد : « و هيچ جنبندهاى در زمين نيست مگر آنكه رزق و روزى او بر خداست . » آنگاه به ضامن شدن نيز بسنده نكرده و سوگند ياد نموده است آنجا كه مىفرمايد : « سوگند به پروردگار آسمان و زمين كه اين سخن [ كه روزى شما و آنچه وعده
هامش
( 1 ) - « منهاج النجاة » ص 38 ( 6 رسالهء فيض ) .