در باطن ، « على رءوس اشهاد الملائكة » « 13 » ، و ملامت كردن ايشان او را ؛ پس عبد مرائى ، بعد از قبول نكردن حقّ تعالى اعمال او را ، ملامت كرده و مفتضح مىشود در نزد ملائكهء طبقات سماوات و ملائكهء حفظهء اعمال او . و دوم : افتضاح عبد است به علانيه « 14 » در روز قيامت ، على رءوس الخلائق ؛ چنانكه از حضرت رسول ص مروىّ است كه : « در يوم قيامت ، مرائى ، ندا كرده شود به چهار وصف كه : اى كافر ! و اى غادر « 15 » ! و اى فاجر ! و اى خاسر « 16 » ! تباه شد سعى تو ، و باطل شد اجر تو ، و نيست خلاصى از براى تو ، پس اى مخادع « 17 » ! طلب كن اجر خود را از آنكس كه براى او عمل كردهاى ! » . و آيا چه افتضاح است اشدّ از افتضاح بر رئوس خلايق - جميعا - و ملائكه ؟ ! و مصيبت شخص مرائى ، اشدّ است از افتضاح او ؛ مصيبت اوّل او آن است كه حقّ تعالى او را از باب رحمت خود دور فرموده و ثواب اعمال او را مرجوع به شركاء در طاعت او نمود . دوم : فوت شدن بهشت است از او ؛ چنانكه از حضرت رسول ص مروىّ است كه : « جنّت تكلّم نمود كه من حرامم بر هر بخيل و مرائى و سخنچين و حسود » . و احتمال دارد كه بخل مذكور ، اقبح « 18 » بخلى باشد از احسن قول كه قول به كلمهء توحيد و نبوّت و ولايت است ، يا بخل از مال در اداء حقوق الهيّه به وضعى كه آخرالامر منتهى گردد به كفر ، و باعث شود حرمان از جنّت را ؛ چنانكه « قارون » را از بخل
هامش
( 13 ) - در حضور جمع ملائكه
( 14 ) - آشكارا
( 15 ) - بىوفا ، پيمانشكن
( 16 ) - زيانكار
( 17 ) - فريبكار
( 18 ) - زشتترين