است از درجهء قبول ؛ و چنين عملى را ملائكهء سماوات نگذارند كه ملائكهء حفظهء اعمال به سوى حقّ تعالى بالا برند ، و عامل آن در دار آخرت ، از لقا و رحمت الهى محروم خواهد بود ؛ چنانكه حقّ - جلّ و علا - مىفرمايد :
فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً
« 9 » ، بلكه به سبب اعمال مكروههء مغشوشهء خود در نزد حقّ تعالى ، ملاقات نمايد حق را در حالتى كه غضبناك است به او . از حضرت رسول ص منقول است كه ملائكه بلند مىنمايند عمل عبد مرائى را با ابتهاج « 10 » و سرور ؛ پس هرگاه خواهند به حساب او برسند ، حقّ تعالى فرمايد : « بگردانيد عمل او را در سجّين « 11 » » ! به درستى كه قصد نكرده است مرا در اين عمل . و هرگاه عبد مرائى ، در قيامت ، التماس نمايد ثواب عمل خود را ، حقّ تعالى مىفرمايد : « آيا وسعت داده نشد در مجالس دنيا از براى تو ؟ آيا نبودى رئيس و بزرگ در دنيا ؟ آيا گرامى داشته نشدى ؟ » . و از جملهء خطرات رياء در طاعات ، دو فضيحت « 12 » است ؛ اوّل : افتضاح مرائى است
هامش
( 9 ) - . . . پس هركس اميدوار به ملاقات پروردگار خويش است بايد كارهاى شايسته انجام دهد ، و در عبادت پروردگار خويش احدى را شريك نسازد : سورهء 18 آيهء 110
( 10 ) - شادى
( 11 ) - به معنى زندان است ، امّا معنى آن در اصطلاح « قرآن » ، وسيعتر از اين مفهوم است ؛ اينك از كتاب « قاموس قرآن » تأليف « سيّد على اكبر قرشى » توضيحى كه در مفهوم اين كلمه از نظر « قرآن » آمده آورده مىشود :
« سجّين :كَلَّا إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ * وَ ما أَدْراكَ ما سِجِّينٌ * كِتابٌ مَرْقُومٌ: مطفّفين ، 7 - 9 : از اين سه آيه به دست مىآيد كه سجّين هم ظرف كتاب فاجران ، و هم كتاب مرقومى است ؛ اين سخن ، بنا بر تجسّم عمل ، چنين است : اعمال گناهكاران مجسّم شده در محلّى قرار مىگيرد ، و سجّين از آن اعمال تشكيل مىشود ؛ و لذا مىشود گفت كه سجّين همان جهنّم است ؛ و چون اعمال ، خود سجنى براى مجرمين است ، بدين جهت سجّين ناميده شده ، و زيادت حروف در آن ، روشنكنندهء شدّت زندان است ؛ چنانكه گفتهاند : مقابل سجّين ، علّيّين است كه فرموده :كَلَّا إِنَّ كِتابَ الْأَبْرارِ لَفِي عِلِّيِّينَ * وَ ما أَدْراكَ ما عِلِّيُّونَ * كِتابٌ مَرْقُومٌ: مطفّفين ، 18 - 20 » :
« قاموس قرآن » 3 : 235
( 12 ) - رسوايى