سابق » « 14 » نامند ، و رجوعش نيز به اين عالم است كه آن را مثال و « برزخ لاحق » « 15 » نامند ؛ و اين عالم را به سبب مصوّر بودن به صور مجرّده نيز عالم خلق گويند ؛ زيراكه صورت مجرّده ، صاحب قدر و اندازه است اگرچه مجرّد باشد ؛ و تفاوت صور مجرّده با صور مادّيّه ، آن است كه صور مجرّده ، صد هزارش در مكان ضيّقى مىگنجند ، و در سوراخ تنگ داخل مىشوند ، بلكه از جدار داخل و خارج مىشوند ، و اجسام از براى ايشان حجاب ماوراء نمىشود ، و مسافت و بعد جسمانى از براى ايشان نيست ، مىبيند از دور چنانكه مىبيند از نزديك ؛ و صور مجرّده ، اندراس و كهنگى و فناء و تلاشى « 16 » ندارند ؛ لهذا تمام شرايع الهيّه ، دليل است بر بقاء نفوس بعد از خراب شدن اجسام ، كه :
« المجرّد لا يبيد » « 17 » ، و دار آخرت را دار الخلود و دار البقاء و دارالسّلام و ملك لا يبلى « 18 » و دار حيات خوانند ، كه :
وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ
« 19 » ، بر خلاف صور مادّيّه كه در صفات بر خلاف صور مجرّدهاند و مندرس و متلاشى مىشوند ؛ و لهذا دار دنيا را دار الفناء و دار حدوث و زوال و دار موت و خراب گويند ، كه : * لدوا للموت و ابنوا للخراب * « 20 » و قال اللّه تعالى :
يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ
« 21 » ، و :
يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ
« 22 » ؛ و اين عالم را كه عالم برزخ و ملكوت و مثال و نفس و قلب
هامش
( 14 و 15 ) - به زيرنويس صفحهء 66 از منهج اوّل ، شمارههاى 242 و 243 رجوع شود .
( 16 ) - متلاشى شدن
( 17 ) - موجود خالى از مادّه ، نابود نمىشود .
( 18 ) - پايانناپذير
( 19 ) - به منهج حاضر ، صفحهء 117 رجوع شود .
( 20 ) - « ديوان حضرت امير المؤمنين ( ع ) » : 15
( 21 ) - روزى كه زمين ، به زمينى جز اين تبديل شود : سورهء 14 آيهء 48
( 22 ) - روزى كه آسمان را همچون جلد كتب ، درهم پيچيم : سورهء 21 آيهء 104