بعضى از اذكار و التّغنىّ بالاشعار « * » و ساير حركات شنيعه به گمان اينكه اين اطوار « * » شخص را به مقامى مىرساند ، نه چنين است ، بل اسباب سخط « * » و غضب الهى است .
بعضى تعدى از اين مقام كردهاند ، بساط شرع و سنّت نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را پيچيده ، كنار گذاردهاند واقعند غالبا در شبهات و محرمات و ترك مستحبات بل واجبات به دعوى اينكه انّ اللّه تبارك و تعالى غنىّ عن الطّاعات . 108
و اينكه اعتماد به عمل جوارح نيست بلكه مناط « * » قلب است و او و اصل به مطلوب است و واله « * » در نزد مشاهده محبوب است .
فعند ذلك يخوض فى الشّهوات الدّنيويّة زعما انّها لا تصدّ عن المعارف الحقيقيّة مع قوّة النّفوس و ثبات الاقدام . 109
و اينكه محتاج به رياضت بدن است ، ضعفاء نفوس از عوام است ، به عبارت خودشان مبتدى از سلّاك است ، ديگر فكر نكرده اگر چنين بود ، چرا انبياء مرسلين و ائمهء طاهرين و ساير اولياء متقين با آنكه مقصود ، آنها بودهاند ، از خلقت سماوات و ارضين با بودنشان از لوث سيئات و معاصى
هامش
( * ) التغنى بالاشعار : اشعار را با آوازه خواندن .
( * ) اطوار : شكلها .
( * ) سخط : خشم .
( * ) مناط : قاعده و ميزان .
( * ) واله : حيران و از خود بى خود شده .