انّ الدّنيا بحر عميق غرق فيها الاكثرون » . 252 و حقير عرض مىكنم عن تحقيق « * » و نحن منهم « * » و اگر بخواهى عمق درياى حكمتش را بفهمى ، در حقيقت لفظ عميق ، فكر نما ، ببين چقدر از جواهر حكمت در اين صندوق كوچك براى متفكرين بعنوان هديه درج فرموده ، همين قدر بدان ، دريا نهنگ دارد ، ماهى دارد ، جانورهاى عجيبهء آن بسيار و مهالك غريبهء آن بىشمار ، جزائر هولناكش زهرهء شيران را آب ، و كوههاى سهمناكش چه بسيار مردمان را ناياب نموده ، اصل و ميدان اين دريا از ظلمات جهل ناشى شده است ، و در اوديهء « * » اراضى قلوب اهل غفلت جا دارد ، امواج آمالش بسى كشتىهاى عمر را به باد فنا داده ، و جبال هموم « * » و غمومش « * » بسا پشتهها از كشتهها نهاده ، مارهاى معاصى مهلكهء آن ، چه بسا اشخاص را به سمّ خود هلاك كرده ، نهنگهاى اوصاف مذمومهاش چه كسان را فروبرده ، و آب محبت تلخ و شورش چه مردمان را كور و چه چشمها را بىنور نموده ، هركه در اين دريا غرق شد ، سر از گريبان نار جحيم بيرون آورده ، در عذاب اليم خواهد ماند .
آدمهاى اين دريا نسناس و سباحت ايشان در اين
هامش
( * ) عن تحقيق : از روى تحقيق .
( * ) جبال هموم : كوه اندوهها .
( * ) و نحن منهم : و ما از ايشانيم .
( * ) غموم : غمها .
( * ) اوديه : وادىها .