چگونه حكم محكم او در سماوات « * » و ارضين « * » جاريست ؟ مگر نخواندهاى كه يوم نشور « * » آسمانها منشور « * » مىشود ؟
بلى چگويم از شر آن روز پر آه و سوزى كه قلوب خائفين را خوفش گداخته ، چگونه گداخته نشود ، و دلهايشان از روزى كه زمين آن آتش سوزان و صراطش « * » تيزتر از شمشير برّان است ، عقلها پرّان ، و اشكها ريزان است ، نجومش « * » منتثر و مردمانش چون جراد « * » منتشر ، هولش عظيم ، و انبياء در اضطراب و بيمند ، اخيار « * » ، مدهوش و ابرار ، بىهوشند ، شدائدش بسيار ، و محنتش بىشمار است ، آفتاب بالاى سر و زمين چون كورهء آهنگر ، بدنها در عرق غرق ، و لحوم « * » و عظام « * » در سوز و حرق « * » . جهنم دورشان را گرفته و راه فرار برايشان بسته ، ظالم شرمسار و عادل اشكبار ، نامهها پرّان بر يمين « * » و يسار « * » مردم در دهشت « * » و انتظار ، ملائك غلاظ و شداد « * » در تردد و عقوبت الهيّه بر مردة و عصاة « * » در تشدّد . يكى از اسامى آن روز يوم الحساب « * » است ، و ديگرى يوم التّناد « * » از طرفى منادى به خنده و بشارت ندا مىكند :
هامش
( * ) سماوات و ارضين : آسمانها و زمينها .
( * ) يوم نشور : روز محشر
( * ) منشور : پراكنده .
( * ) لحوم : گوشتها .
( * ) عصاة : گنهكاران .
( * ) صراط : راه .
( * ) عظام : استخوانها
( * ) يوم الحساب : روز حساب .
( * ) نجوم : ستارگان .
( * ) حرق : سوزش .
( * ) دهشت : ترس .
( * ) يمين : راست .
( * ) جراد : ملخها .
( * ) يسار : چپ .
( * ) غلاظ و شداد : سخت و تندخو
( * ) اخيار : نيكان .
( * ) يوم التناد : روزى كه از سختى آن مردم بفرياد آيند