هامش
- پس نيازى باثبات آنان نيست ؛ زيرا كه : « آفتاب آمد دليل آفتاب » .
19 . لكن نفس تو در شهود آن جلوهها خود حجاب ، و اين زندگانى دنيوى تو لكّههاى اين خورشيد گشته است .
20 . هان اى نفس به نيروى اراده بمير پيش از آنكه مرگ قهرى خود را به چشم خويش بنگرى .
21 . و به پيمان ولايت علوى ( ع ) ( كه در روز الست ) با حقّ بستهاى وفا و نتايج نيك آن را طلب كن .
22 . آنگاه آينهء دل را با انوار صفات آن حضرت مقابل دار و به آئينهاش روى آور شو .
23 . تا او را بفضل حقّ همراه با ديگر عارفان در « عرفات » ( عشق ) بشناسى .
24 . و تا در غرفههاى جنّةالمأواى ( عشق ) بحجّ مقبول ( ولايت ) دست يا بى .
25 . و در جنّات عدن نشيمن گزينى و ساكنان آن ( بهشت قرب ) را مشاهده كنى و از بركات ايشان برخوردار گردى .
26 . پس بر تو باد ( اى طالب ) كه از انوار ولايت كه از چراغ چراغدان نور حقّ است روشنى برگيرى .
27 و 28 . بار خدايا دين ما را بولايت حضرت امير مؤمنان على عليه السّلام كامل گردان ( چنانچه خود در روز « غدير » فرمودهاى : اليوم اكملت لكم دينكم . . . ) و كمال صفات مقام ولايت را براى « محمّد » معروف به « قطب الدّين » قرار ده ، در حالتى كه در آسمان هدايت او را بلند مرتبه گردانيده باشى .