هامش
- 56 . ( انصاف ) : بىپروا به حقيقت اعتراف كردن كه در مقابل آن ( حميّت ) : تعصّب جاهلانه قرار دارد
57 . ( تهيئة ) : راست و نيكو كردن كه در مقابل آن ( بغى ) : كجروى قرار دارد
58 . ( نظافت ) كه در مقابل آن ( قذر ) : پليدى قرار دارد
59 . ( حياء ) كه در مقابل آن ( جلع ) : بىشرمى قرار دارد
60 . ( قصد ) : ميانهروى كه در مقابل آن ( عدوان ) : تجاوز قرار دارد
61 . ( راحت ) : از دنيا طلبى آسوده بودن كه در مقابل آن ( تعب ) : در طلب دنيا خود را برنج افكندن قرار دارد
62 . ( سهولت ) : آسان گرفتن كه در مقابل آن ( صعوبت ) : سخت گرفتن قرار دارد
63 . ( بركت و عافيت ) كه در مقابل آن ( محق ) : كاستن و نابود كردن ( بىبركتى ) قرار دارد
64 . ( قوام ) : صميميّت و استوارى و اعتدال كه در مقابل آن ( مكاثره ) : در صورت افزون طلبيدن و از معنى غافل بودن قرار دارد
65 . ( حكمت ) : هر عملى را در جاى خود به كار بردن كه در مقابل آن ( هوا ) : تابع هوس و ميل نفس بودن قرار دارد
66 . ( وقار ) : متانت توأم با آرامش ، و شتاب نداشتن كه در مقابل آن ( خفّت ) : سبكى قرار دارد
67 . سعادت كه در مقابل آن ( شقاوت ) قرار دارد
68 . ( توبه ) كه در مقابل آن ( اصرار ) : ميل به تكرار گناه قرار دارد
69 . ( استغفار ) : توجّه به گناه داشتن و طلب آمرزش كردن كه در مقابل آن ( اغترار ) : به گناه بىتوجه بودن و مغرور شدن قرار دارد
70 . ( محافظت ) : نگاه داشتن اوقات كه هر كار در وقت خود بدون سستى و اهمال انجام گيرد كه در مقابل آن ( تهاون ) : سستى و اهمال قرار دارد
71 . ( دعاء ) : از حقّ خواستن كه در مقابل آن ( استنكاف ) : از خواهش سر باز زدن قرار دارد
72 . ( نشاط ) : چالاك و آماده بودن كه در مقابل آن ( كسل ) : تنبلى و بىحالى قرار دارد -