هامش
22 . ( استسلام ) : حقّ را گردن نهادن كه در برابر آن ( استكبار ) : سركشى كردن از روى تكبّر قرار دارد
23 . ( تسليم ) : مسلّم داشتن حقّ كه در برابر آن ( شكّ ) : نامسلّم دانستن حقّ قرار دارد
24 . ( صبر ) : تحمّل و شكيبائى كه در برابر آن ( جزع ) : بىتابى قرار دارد
25 . ( صفح ) : چشمپوشى و گذشت كه در برابر آن ( انتقام ) قرار دارد
26 . ( غنى ) : وفور ملكات فاضله كه در برابر آن ( فقر ) : كمبود اوصاف حميده قرار دارد چه ، فقر مادّى از رذائل بشمار نيامده است
27 . ( تذكّر ) : به ياد حقّ بودن كه در برابر آن ( سهو ) : غفلت از حقّ داشتن قرار دارد
28 . ( حفظ ) : نگهبان ايمان خود بودن كه در برابر آن ( نسيان ) : از حال خود غافل بودن قرار دارد
29 . ( تعطّف ) : پيوستن ( با اهل ايمان ) كه در مقابل آن ( قطيعت ) : گسستن از اهل ايمان قرار دارد
30 . ( قنوع ) : قناعت كه در مقابل آن ( شره ) : آزمندى و شكمپرستى قرار دارد
31 . ( مواسات ) : يارى به مال و تن كه در مقابل آن ( منع ) : باز داشتن اضافى مال از محتاج قرار دارد
32 . ( مودّت ) : آشكار كردن دوستى كه در مقابل آن ( عداوت ) : دشمنى آشكار كردن قرار دارد
33 . ( وفا ) كه در مقابل آن ( غدر ) : بىوفائى قرار دارد
34 . ( طاعت ) كه در مقابل آن ( معصيت ) قرار دارد
35 . ( خضوع ) : فرمانبردارى كه در مقابل آن ( تطاول ) : تعدّى و نافرمانى قرار دارد
36 . ( سلامت ) : از آفات نفس در امان بودن كه در مقابل آن ( بلا ) : در معرض آفات نفسانى قرار گرفتن قرار دارد
37 . ( حبّ ) كه در مقابل آن ( بغض ) قرار دارد
38 . ( صدق ) كه در مقابل آن ( كذب ) قرار دارد
39 . ( حقّ ) كه در مقابل آن ( باطل ) قرار دارد
40 . ( امانت ) كه در مقابل آن ( خيانت ) قرار دارد
41 . ( اخلاص ) : خالص و بىغرض براى خدا بودن كه در مقابل آن ( شوب ) قرار دارد : يعنى اگر شخص ، كار نيكى انجام دهد به قصد و منظور خاصّى باشد نه صرفا براى خدا .
42 . ( شهامت ) : به كارهاى بزرگ دست زدن به اميد توفيق كه در مقابل آن ( بلادت ) : كندى قرار دارد : چه در مرحله -