تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
خوردن براى زيستن و ذكر كردن است * تو معتقد كه زيستن از بهر خوردن است
و در نصيحت لقمان پسر خود را وارد است كه : « اى فرزند ، چون معده از طعام پر شود ، چشم فكرت به خواب رود و حكمت و معرفت باطل شود . و يكى از اكابر دين مىگويد كه : چون شكم آدمى از طعام سير شود اعضاى وى به معصيت گرسنه گردند و چون شكم گرسنه ماند نفس از طاعت سير شود . نظم ، للمولوى :
آن گل است و گوشت ، گل كم خور از اين * تا نمانى همچو گل اندر زمين گر تو اين انبان ز نان خالى كنى * پر ز گوهرهاى اجلالى كنى گر خورى يك لقمه زان نانهاى نور * خاك ريزى بر سر نان تنور نفس سگ را چون تو سيرش مىكنى * در گنه كردن دليرش مىكنى نفس را آن به كه در زندان كنى * هرچه فرمايد خلاف آن كنى

مهلك دوم محبّت مال و جاه دنيا است

و آن به قول رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، سر همهء خطاها است ، و آن مشهود اهل صفا است . قال اللّه تعالى :
« اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطاماً وَ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ شَدِيدٌ » ،
( زمر ، 21 ) ، يعنى بدانيد و آگاه باشيد از اينكه زندگانى فانى دنيا را مانند لهو و لعب طفلان است و زينت و آرايش زنان و تفاخر و نازيدن احمقان و به بسيارى اموال و اولاد . و آن به گياهى ماند كه از باران برويد سبز و خرّم و به تعجيل زرد و خشك و كوفته شود و بر باد رود . و در آخر كار عاشق و فريفته خود را در آتش فراق بگذارد و بسوزد . زهى نادان كه بدان فريب خورد . شعر :
جهان نيست هستى جز مجازى * مدار كار او لهو است و بازى
و در خبر است كه : « دو گرگ گرسنه در رمهء گوسفند آن فساد نكنند كه دوستى مال و جاه در دين مرد مسلمان كند » . و مروى است كه : « محبّت مال و جاه نفاق را در دل چنان بروياند كه آب گياه را بروياند » . و در خبر است كه « جمع‌كنندهء دنيا با آخرت بدان ماند كه كسى خواهد كه به