[ و رأفت و رحمتى از سوى پروردگار ] كه او را پناه دهد [ و به حضرتش نزديك سازد . ]
و الدرجة الثانية عطش السالك إلى أجل يطويه ، و يوم يريه ما يغنيه « 1 » ، و منزل يستريح فيه .
درجهء دوم ، عطش سالك است به أجلى كه [ طومار وجود ] او را درنوردد ، و به روزى كه آنچه را بدان اهتمام داشت به او بنمايد ، [ يعنى عطش او به پايان يافتن زمان سلوك و رسيدن به زمان وصل ؛ ] و به منزلى كه در آن آرام گيرد [ و آن حضرت جمع احديّت است ؛ زيرا استراحت مطلق در غير اين منزل نيست . ]
و الدرجة الثالثة عطش المحبّ إلى جلوة ما دونها سحاب علّة « 2 » ، و لا يغطّيها حجاب تفرقة ، و لا يعرّج دونها على انتظار .
درجهء سوم ، عطش محبّ است به جلوهاى [ - تجلى تامى ] كه در پس آن ابر علّتى و حجاب تفرقهاى [ - ظهور غير در تلوين ] آن را نپوشاند ؛ و در پاى آن جلوه انتظار [ و ميل به مقام بالاترى ] نباشد ؛ [ زيرا اين تجلى تامّ نهايت تمكين در عين احديت جمع ذات است ، و جايگاهى فوق آن تصور نمىشود . ]
باب ششم : وجد
قال اللّه عزّ و جلّ :
« وَ رَبَطْنا عَلى قُلُوبِهِمْ إِذْ قامُوا . »
الوجد لهب يتأجّج من شهود عارض مقلّق .
خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : « دلهايشان را محكم ساختيم در آن موقع كه قيام كردند . » « 3 »
هامش
( 1 ) - ك : يعينه .
( 2 ) - ج ، ب : غلة .
( 3 ) - 18 / 14 .