السلوة ، و لم ينهنهها معزّ دون اللقاء .
درجهء سوم ، آتشى است كه محبت صافى [ و ناب و خالص ، به ذات حقتعالى ] آن را شعلهور ساخته است ؛ پس زندگى را تلخ كرده و هرگونه تسلى [ و آرامش و راحتى را ] سلب نموده است ؛ و آن را ، جز لقاء [ ذات حقتعالى ] چيز ديگرى [ چاره نسازد و ] از شدّت حرارت آن نكاهد .
باب چهارم : قلق
قال اللّه عزّ و جلّ حاكيا عن موسى عليه السّلام :
« وَ عَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضى . »
القلق تحريك الشوق بإسقاط الصبر .
خداوند عزّ و جلّ به نقل از موسى عليه السّلام مىفرمايد : « من به سوى تو شتاب كردم تا از من خشنود شوى . » « 1 »
قلق آن است كه شوق [ شدت يابد بهگونهاى كه ] شكيبايى را از انسان مشتاق برگيرد و بدين وسيلت او را به حركت درآورد ، [ و در اضطراب و ناآرامى شديد در حركت به سوى محبوب قرار دهد ، بهگونهاى كه جز با وصال يار آرام نگيرد . ]
و هو على ثلاث درجات : الدرجة الأولى قلقّ يضيّق الخلق ، و يبغّض الخلق ، و يلذّذ الموت .
قلق بر سه درجه است :
درجهء نخست ، قلق [ و اضطرابى ] است كه خلق را تنگ مىكند ، [ زيرا بنده خود را در هجران از يار مىبيند و ازاينرو گرفته و مغموم است . و جز با محبوب ، با كسى مأنوس نمىشود ، و ازاينرو ، ] او را از مردم بيزار مىكند ؛ و مرگ را براى بنده گوارا مىسازد ؛ [ زيرا مىداند كه مرگ او را به وصال يار مىرساند و از غم
هامش
( 1 ) - 20 / 84 .