هجران مىرهاند . ]
و الدرجة الثانية قلق يغالب العقل ، و يخلّى السمع « 1 » ، و يصاول « 2 » الطاقة .
درجهء دوّم ، قلق [ و اضطرابى ] است كه با عقل پيكار مىكند [ بهگونهاى كه آن را در معرض شكست و مغلوب شدن قرار مىدهد ، اما آن را بهكلى سلب نمىكند و بر آن بهطور كامل غلبه نمىيابد ؛ بلكه در قوّت ثبات و شكيبايى ، كه عقل بدان فرمان مىدهد ، با آن مخالفت مىكند ] و سماع را [ براى بنده ] لذيذ [ و گوارا ] مىسازد [ زيرا سماع بر قلق و اضطراب مىافزايد ، و حركت شوق را افزون مىكند ، و وصال معشوق را به ياد مىآورد ، و سالك را به سوى او حركت مىدهد ؛ و خلاصه آنكه سماع با حال او سازگار است و آن حال را تشديد مىكند . ] و بر طاقت مىتازد ، [ پس گاهى قلق بر طاقت فائق مىآيد و صبر و شكيبايى را از ميان مىبرد ؛ و گاهى طاقت بر قلق غلبه مىكند ؛ امّا غلبهء بيشتر با قلق است . ]
و الدرجة الثالثة قلق لا يرحم أبدا ، و لا يقبل أمدا ، و لا يبقى أحدا .
درجهء سوّم ، قلقى است كه هرگز رحم [ و دلسوزى ] نمىكند ؛ [ زيرا آتشى است كه تا صاحب خود را به فنا نكشاند ، خاموش نمىشود ؛ ] و پايانى نمىپذيرد [ - غايتى كه در آن بيارمد و حدّى از زمان كه بدان پايان يابد ، برايش نيست ؛ ] و احدى را باقى نمىگذارد ؛ [ زيرا سالك را به شهودى مىرساند كه همهء رسوم و آثار را فانى مىسازد . پس هنگام تجلى حقتعالى عين و اثرى براى چيزى باقى نمىماند
« وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ »
« 3 » ]
* * *
هامش
( 1 ) - ك : يحلى السماع .
( 2 ) - ك : يطاول .
( 3 ) - 55 / 27 .