محبوبيت حقتعالى استحكام و ثبات محبت است ؛ چون خداوند فرموده است :
« يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ »
« 1 » خداوند ايشان را دوست دارد و ايشان خداوند را دوست دارند . ]
و اجابت فاقت [ - نيازمندى ] موجب رشد و نمو آن مىشود . [ اجابت فاقت به اين صورت است كه بنده دعوت به عبادات را ، با فراوان ساختن اعمال خود ، اجابت كند ، و در عين حال عبادات خود را هيچ نشمارد ؛ زيرا طريقهء فاقت و نيازمندى اباى از آن دارد كه بنده مالك چيزى باشد ، حتى عمل خود . ]
و الدرجة الثانية محبّة تبعث على إيثار الحقّ على غيره ، و تلهج اللسان بذكره ، و تعلّق القلب بشهوده . و هى محبّة تظهر من مطالعة الصفات ، و النظر فى الآيات ، و الارتياض بالمقامات .
درجهء دوّم ، محبتى است كه باعث ايثار [ و مقدم داشتن ] حق بر غير او مىشود ؛ [ زيرا محبت راستين جايى براى دوستى غير محبوب باقى نمىگذارد . ] و زبان را به ذكر حق حريص مىسازد ؛ [ زيرا چيزى بر زبان جارى مىشود كه بر قلب غلبه دارد .
و ازاينرو گفتهاند : « علامت دوستى يك چيز ، كثرت ذكر آن است . » و محبت با كتمان ناسازگار است . ] و قلب را به [ طلب ] مشاهدهء محبوب وابسته مىكند .
و آن محبتى است كه از مطالعه [ و ملاحظهء ] صفات [ حسناى الهى ] و نظر به آيات [ - نگاه آيهاى به اشياء ] و رياضت [ و جدّ و جهد و تلاش ] در مقامات پديدار مىگردد .
[ اما مطالعه صفات الهى ، به خاطر آنكه هركس در آنها تأمل كند و معانى آنها را به خوبى دريابد ، شيفتهء خداى تعالى ، كه موصوف به آن صفات است ، مىگردد . و امّا رياضت در مقامات ، به خاطر آنكه هركس در سلوك الى اللّه فاقد محبت باشد ، اگر تلاش و كوشش و جدّ و جهد فراوان كند ، اميد مىرود كه در قلبش محبت الهى پديدار گردد . ]
هامش
( 1 ) - 5 / 54 .