وجوب محبت افعال خداوند - مانند انعام و احسان الهى - مىكند ، زيرا به موجب آن به انسان نفع مىرسد ؛ و فرمان عقل جز براى جلب نفع و دفع ضرر نيست ؛ و ازاينرو ، عقل به وجوب محبت منعم و محسن و وجوب شكر در ازاى نعمت حكم مىكند . ]
باب دوم : غيرت
قال اللّه عزّ و جلّ حاكيا عن سليمان عليه السّلام :
« رُدُّوها عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَ الْأَعْناقِ . »
الغيرة سقوط الاحتمال ضنّا ، و الضيق عن الصبر « 1 » نفاسة .
خداوند عزّ و جلّ به نقل از حضرت سليمان عليه السّلام مىفرمايد : « آن اسبان را نزد من بازگردانيد . پس به بريدن ساقها و گردنشان آغاز كرد . » « 2 »
غيرت آن است كه بنده از روى ضنّت [ و بخل نسبت به محبوب خود ] نتواند [ كسى را كه با محبوبش در تعلّق محبت به او شركت مىورزد ] تحمّل كند ، و به خاطر رغبت [ فراوان به محبوب خود و شدت عزيز و گرامى داشتن او ] نتواند شكيبايى كند [ كه غير او ، عزيز و مورد رغبت باشد . ]
و هى على ثلاث درجات : الدرجة الأولى غيرة العابد على « 3 » ضائع يستردّ ضياعه ، و يستدرك فواته ، و يتدارك تواه . « 4 »
هامش
( 1 ) - د خ : النفس .
( 2 ) - 38 / 33 . استشهاد به اين آيهء شريفه بنابر تفسيرى از آيه است كه نزد شيعه مردود است و امامان شيعه عليهم السّلام اين تفسير را ردّ كردهاند ؛ و آن اينكه سليمان عليه السّلام علاقهء فراوانى به اسبان پيدا كرد بهگونهاى كه از ذكر خدا و نمازى كه در عصر مىخواند ، بازماند و آنگاه كه به خود آمد غيرت ورزيد و خواست تا اسبها را نزد او بازگردانند تا آنها را از بين ببرد . ترجمهء صحيح آيه چنين است : « آن اسبان را نزد من بازگردانيد . پس دست به ساقها و گردنهاى آنها كشيد . »
( 3 ) - در حاشيهء م + : عمل .
( 4 ) - ك : توائه .