اهل أنس ] منقطع گردد ؛ و ميان قبض و بسط ، سير كند ، [ قبض از جانب علم شرعى و بسط از جانب معرفت . اين كلام اشاره به آن دارد كه صاحب اين مقام ، اگرچه اهل انس كلى است كه همان عالم بسط است ، اما گاهى بقيّتى از عالم قبض بر او وارد مىآيد . « 1 » ]
و الدرجة الثالثة ذهول مع صحّة الاستقامة ، و ملازمة الرعاية ، على تهذيب الأدب .
درجهء سوّم ، آن است كه بنده [ با غلبهء حال و سكر ، خود را و هرچه را غير حق است ] فراموش كند [ و از آن غايب شود ، ] همراه با صحت استقامت ، [ به اينكه اوقات را حفظ كند و واجبات را در وقت خود انجام دهد ] و رعايت مستمر و پيوستهء تهذيب أدب ؛ [ يعنى حقوق خداى متعال و حقوق شيخ و رفيق را كاملا رعايت كند و با مردمان به نيكويى معاشرت نمايد . ]
باب چهارم : ادب
قال اللّه عزّ و جلّ :
« وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ . »
الأدب حفظ الحدّ بين الغلو و الجفاء ، بمعرفة « 2 » ضرر العدوان .
خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : « آنان كه بر حدود الهى محافظت دارند . » « 3 »
[ « حدود الهى » همان احكام شرعى است ، و تمام ادب عبارت است از محافظت بر احكام شرعى بهگونهاى كه آنچه شرعا جايز و روا نيست از بنده صادر نشود ، و هيچ واجبى را بنده فروگذار نكند ، اعم از آنكه كار دل باشد يا كار تن . ]
هامش
( 1 ) - عبد الرزاق كاشانى در شرح اين عبارت ( ص 274 ) مىنويسد : « و حينئذ يسير بين القبض و البسط » اما القبض : « فلظهور البقية و غلبة حكم العلم [ الشرعى ] ، و امّا البسط : فلقوة سلطان الحال و غلبة نور الكشف ؛ لانّ حاله حال المتوسطين فلا يخلو من الامرين . »
( 2 ) - ك : لمعرفة .
( 3 ) - 9 / 112 .