الْعَذابِ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ »
« 1 » گمان مبر آنها كه از اعمال خود خوشحال مىشوند و دوست دارند در برابر كار نيكى كه انجام ندادهاند مورد ستايش قرار گيرند ، از عذاب ( الهى ) بركنارند .
( بلكه ) براى آنها عذاب دردناكى است . و نيز مىفرمايد :
« إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ »
« 2 » خداوند شادمانان را دوست ندارد . ]
و الدرجة الثانية الخروج من الخوف إلى ميدان القبض ، و الصعود عن الرجاء إلى ميدان البسط ، و الترقى عن السرور إلى ميدان المشاهدة .
درجهء دوّم ، آن است كه سالك از مقام خوف و بيم به ميدان و فضاى قبض بيرون رود ؛ و از رجاء و اميد به ميدان بسط بالا آيد ؛ و از سرور به ميدان مشاهده ارتقا يابد .
[ بيم و اميد هر دو از صفات نفس است ، درحالىكه قبض و بسط از صفات قلب مىباشد . پس اصل و ريشهء بيم و اميد همان قبض و بسط است . و از اينروست كه گفتهاند : « قلب در مقام بيم و اميد ، ميان نزديكى به سوى خدا و نزديكى به سوى شيطان است و در قبض و بسط ، ميان دو انگشت از انگشتان رحمان مىباشد . » « 3 » پس آنگاه كه سالك به مقام قلب ارتقا مىيابد ، از تنگى بيم به فضاى قبض بيرون مىرود ؛ و از گودال اميد به قلهء بسط بالا مىآيد ، و از سرور ، به واسطهء كشف ، به گسترهء مشاهده ارتقا مىيابد ؛ و از نور تجلى به ضياى عيان مىرسد . ]
و الدرجة الثالثة معرفة الأدب ، ثمّ الغنى عن التأدّب بتأديب الحقّ ، ثمّ الخلاص من شهود أعباء الأدب .
هامش
( 1 ) - 3 / 188 .
( 2 ) - 28 / 76 .
( 3 ) - اين سخن را تلمسانى در شرح خود بر منازل السائرين ( ص 291 ) بيان كرده است ، و عبد الرزاق كاشانى با عنوان « لهذا قيل » آن را در شرح خود ( ص 280 ) نقل كرده است . اين كلام در اصل اشاره به دو حديث معروف دارد كه : « ما من قلب الابين اصبعين من اصابع الرحمن ، ان شاء اقامه ، و ان شاء ازاغه » ( مستدرك حاكم ، كتاب الدعاء ، ج 1 ، ص 525 ) و « انّ للشيطان لمّة بابن آدم و للملك لمة ؛ فاما لمّة الشيطان فايعاد بالشرّ و تكذيب الحق . و امّا لمّة الملك فايعاد بالخير و تصديق بالحق . . . » ( سنن ترمذى ، كتاب التفسير ، سورهء بقره ، ج 5 ، ص 219 . )