است ، كه موجب ريزش سكينه و آرامش بر آنها مىشود . و تمام سكون و سكينهاى كه براى عارفان باللّه حاصل مىگردد ، از اين معرفت و وقوف به اين حقيقت ناشى مىشود . و منشأ تمام جنبوجوشها و تصميمها و جدوجهدهايى كه بندگان خدا مبتلا به آنند ، محجوب بودن از اين معرفت و حقيقت است ؛ و چنانكه در حديث آمده است : « كلّ ميسّر لما خلق له » « 1 » ]
باب سوم : اراده
قال اللّه عزّ و جلّ :
« قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ . »
الإرادة من قوانين هذا العلم و جوامع أبنيته . و هى الإجابة لدواعى الحقيقة طوعا .
خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : « بگو : هركس طبق خلق و خوى خود عمل مىكند . » « 2 »
[ « شاكله » غريزه و فطرتى است كه مردم بر آن آفريده شدهاند . و مقصود از آيهء ياد شده آن است كه هريك از مردم بر حسب خلق غريزى و جبلّى خود ، كه بر آن سرشته شده ، عمل مىكند . و مريد نيز مشمول همين قاعده است ؛ و ازاينرو ، فطرت مريد از پاكترين فطرتهاست . ]
اراده از قوانين [ - اصول ] و جوامع بناهاى [ - قواعدى كه اساس و پايهء امور قرار مىگيرد ] اين علم به شمار مىرود . و آن عبارت است از اينكه بنده دواعى حقيقت [ - فراخوانهاى به سوى حقيقت ] را از روى طوع [ و رغبت ] پاسخ مثبت دهد .
[ دواعى حقيقت ، خواطر حقانيى است كه در سرّ و درون بنده پديدار مىگردد و او را به طلب مىخواند و به سوى حق مىكشاند . ]
هامش
( 1 ) - ر . ك : صحيح مسلم ، كتاب القدر ، ج 4 ، ص 2040 .
( 2 ) - 17 / 84 .