[ شريعت ] امتناع ورزد .
[ توضيح اينكه : حال ، مقتضى شهود و فناست و علم ، مقتضى وجود و محجوب بودن است . علم ، اقتضاى عمل در غيبت و دورى را دارد و حال ، اقتضاى أنس و ألفت با حضور را دارد به سبب انتظار كشفى كه همچون برق است .
تشبيه كشف به برق ازآنروست كه اين حال ، نقطهء آغاز انتقال از مقام ابرار به نخستين مقام از مقامات مقرّبان است ؛ و لذا كشفى كه در آن است ضعيف بوده و همچون برق مىآيد و به سرعت مىرود و بنده در انتظار نور كشف مىنشيند و طالب استمرار نورى مىشود كه بدان أنس گرفته بود . و اين است معناى عبارت « و استدامة نور الأنس . »
و اما عبارت « اجابة لاماتة الهوى » توضيحش آن است كه « هوا » همان حيات و زندگانى نفس است ، و سرشت نفس بر حبّ حيات و دوستى بقا نهاده شده است .
درحالىكه كشف ، خبر از فنا مىدهد . برخى از سالكان ، آنگاه كه مشرف بر كشف مىشوند ، حالتى شبيه مرگ احساس مىكنند و ازاينرو ، نفس ايشان - از ترس آنكه مبادا نابود شود - ميل و هواى بازگشت به همان مقام محجوب بودن را پيدا مىكند .
اما اين درجهء از عزم ، اين ميل و هوا را مىميراند ؛ زيرا صاحب اين عزم از نور كشف لذت برده و با آن مأنوس گشته است و خواهان شهودى است كه جز با فناى در حق ، تحقق نمىيابد . ]
و الدرجة الثانية الاستغراق فى لوائح المشاهدة ، و استنارة ضياء الطريق ، و استجماع قوى الاستقامة .
درجهء دوّم ، آن است كه بنده در پرتو انوار مشاهده غرقه شود [ - انوار جمال مشهود پىدرپى بر بنده بتابد و او را فراگيرد تا آنجا كه در درخشش انوار مشاهده ، نفس خود را از ياد ببرد . ] و راه او با نور [ مقصود ] روشن و تابناك شود [ و به حضرت مشهود متصل گردد ، و از ضلالت ايمن شود . حجابها بر طرف شود و به حق و اصل
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى ) — صفحة 147
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص١٤٧