تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
كردن ، اين همه روزگار ببرد . و هر نفسى گوهرى است . و سرمايهء آدمى آن است : ضايع كردن بىضرورتى ابلهى باشد . سرىّ سقطى گفت كه « على گرگانى را ديدم پست‌جو باز دهان مىانداخت ، [ 1 ] گفتم : چرا نان نخورى ؟ گفت : ميان اين و ميان آنكه نان خورم هفتاد بار تسبيح تفاوت همىكند و روزگار ضايع نمىكنم ، و بدين سبب چهل سال است تا نان نخورده‌ام تا نبايد خاييدن و اين سود از من فوت نشود . » و شك نيست كه هر كه گرسنگى عادت گيرد ، روزه داشتن بر وى آسان شود و اندر مسجد اعتكاف تواند داشت و هميشه بر طهارت تواند بود . و چنين فايده‌ها نزديك كسانى كه تجارت آخرت كنند حقير نبود . بو سليمان دارانى گويد كه « هر كه سير بخورد ، شش چيز به وى در آيد : حلاوت عبادت نيابد ، و حفظ وى در ياد داشتن حكمت كند شود ، و از شفقت بر خلق محروم ماند - كه پندارد كه همه همچنان سيرند ، و عبادت بر وى گران شود ، و شهوتهاى وى زيادت گردد ، و مؤمنان همه گرد مسجدها گردند و وى گرد طهارت جاى گردد و مزبله‌ها . »

فايدهء هشتم آنكه هر كه اندك خورد هميشه تندرست باشد ،

و از رنج بيمارى و مئونت دارو و ناز طبيب و رنج حجامت كردن و داروى تلخ خوردن رسته شود . و حكما و طبيبان اتفاق كردند كه هيچ چيز نيست كه همه نفع است و اندر وى هيچ زيان نيست ، مگر اندك خوردن . يكى از حكما گفته است كه « بهترين چيزى كه آدمى خورد و نافع‌ترين ، انار است ، و بترين گوشت قديد [ 2 ] است : و چون قديد اندك خورد بهتر از آنكه نار بسيار خورد . » و اندر خبر است كه « روزه داريد تا تندرست شويد . »

فايدهء نهم آنكه هر كه اندك خورد ، خرج وى اندك بود و به مال بسيار حاجتمند نشود .

و همه آفت‌ها و معصيتها و دل‌مشغوليها از حاجت به مال
هامش
[ 1 ] آرد حورا به دهان مىانداخت . [ 2 ] قديد ، گوشت خشك .