639 - گذشت 640 - ساقط كرد 641 - سرپرستش 642 - بيوگيش 643 - رحمت به مادرش ( جملهاى است كه در ضد معنى خود استعمال مىشود ) 644 - گستراننده ، گستردهها 645 - نگهدارنده آسمانها 646 - آفريننده قلبها 647 - فطرت : سرشت 648 - گرانبها 649 - فزونيها 650 - پايان دهنده 651 - گشاينده قفلهاى مشكلات و ضلالت 652 - جوش و خروش باطلها 653 - گمراهيها 654 - با قدرت به پا خاست 655 - با سرعت 656 - بدون ترس 657 - حركت به سوى جنگ 658 - بدون سستى 659 - حافظ ، نگهدارنده 660 - طالب آتش 661 - منحرف 662 - فرو رفتنها 663 - نشانهها 664 - ذخيره شده 665 - گواه 666 - برانگيخته شده 667 - سايهء احسانت را بر سرش بگستر 668 - انواع نيكى 669 - نعمت ثابت 670 - آرزويش دارد آنچه مطلوب آدمى است 671 - زندگى وسيع و آرام 672 - هداياى پر ارزش 673 - درخواست شفاعت كرد 674 - حيلهگر و مكار 675 - با پشتش 676 - قوچهاى چهارگانه ( كنايه از فرزندان مروان است ) 677 - زر و زيورهايش 678 - عيب گرفتن بر من 679 - دشمن خارجان از دين 680 - بيعت شكنان شكاك
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 436
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٣٦