117 - محل علف 118 - خوردن گياهان تازه 119 - گياه بهارى 120 - تابيدههايش وا شد 121 - عملش كارش را تمام ساخت 122 - به رو به زمين انداخت 123 - پرخورى 124 - يال كفتار 125 - پشت سر هم 126 - پهلوهايم در هم فشرده شد 127 - گله گوسفند 128 - پيمان را شكستند 129 - خارج شدند 130 - ستم كردند 131 - دنيا خود آرائى كرد 132 - زينت 133 - روح انسانى 134 - بيعت كنندگان 135 - ياور 136 - موافقت نكنند 137 - شكمخوارگى 138 - شدت گرسنگى 139 - شانه و دوش 140 - آب بينى بز ماده 141 - سرزمين عراق « كه بخاطر درختهاى فراوان از دور سياه مىنمود » 142 - ادامه مىيافت 143 - از آنجا كه رها ساختى 144 - چيزى است چون ريه كه شتر هنگام هيجان از دهان بيرون مىآورد 145 - صدائى است كه همراه آن مىدهد 146 - فرو نشست .
147 - به مقام بلند رسيديد 148 - صبح كرديد 149 - شب آخر ماه 150 - كر شود 151 - نداى بلند 152 - صداى ملايم 153 - قلبش محكم باد 154 - در شما مىيافتم 155 - آرايش مغروران 156 - پوشش دينى 157 - جادههاى گمراهى 158 - آب نمىيافتيد ( رهبر را پيدا نمىكرديد )
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 424
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٢٤