تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
از ريشه‌هاى گياهان زمين كه در ميان تلهاى شن و ماسه پنهان شده است . از لانه‌هاى پرندگانى كه در قله بلند كوهها قرار دارند ، و از نغمه‌هاى مرغان در آشيانه - هاى تاريك ، و از لؤلؤهائى كه در دل صدفها پنهان است و امواج درياها آنها را در دامن خويش پرورش داده‌اند . از آنچه تاريكى شب آن را فرا گرفته ، و يا خورشيد به آن نور افشانده است ، و آنچه ظلمتها و امواج نور پى در پى آن را مىگيرند . از اثر هر گامى ، و احساس هر حركتى ، و آهنگ هر سخنى ، و جنبش هر لبى ، و مكان هر انسانى ، و وزن هر ذره‌اى و نالهء هر صاحب اندوه و غمى . و آنچه از ميوه بر شاخه درختان قرار دارد ، و برگهائى كه روى زمين ريخته . و از قرارگاه نطفه و يا جمع شدن خون و مضغه و يا پرورش دهنده انسان و نطفه . ( آرى از همهء آنچه بر شمردم او به خوبى آگاه است ) و در اين آگاهى هيچگونه مشقتى برايش وجود ندارد و در حفظ و نگاهدارى آنچه از مخلوقات به وجود آورده ناراحتى براى او نيامده و در به كار انداختن امور و تدبير مخلوقات سستى و ملالتى بر او عارض نشده ، بلكه علمش در آنها نفوذ يافته ، و شمارش آنان را احصاء كرده و عدالتش همهء آنها را شامل شده و با كوتاهى آنها در آنچه شايسته مقام او است باز از فضل خود محرومشان نساخته است . دعاء بار خدايا ! تو داراى اوصاف جميل و صفات كمال بى منتهائى . اگر به تو اميد داريم چون تو بهترين مايه اميدى . پروردگارا به من فصاحت و منطق و زبان گويا داده‌اى ، غير از تو را با آن مدح نمىگويم و بجز تو بر ديگرى ثنا نمىخوانم ، و آن را در راه آنان كه آرزو را قطع مىكنند و مورد اعتماد نيستند به كار نمىبندم ، در پرتو ايمان ، زبانم را از مديحه سرائى انسانها ، و ثناگوئى بر مخلوق بازداشته‌اى .