در حالى كه هيچ وسيلهاى براى دفاع جز گريه و التماس كردن نداشتهاند ، آنها با غنيمت فراوان برگشتهاند بدون اين كه حتى يك نفر از آنها زخمى گردد و يا قطرهاى خون از آنها ريخته شود اگر به خاطر اين حادثه مسلمانى از روى تأسف بميرد ملامت نخواهد شد ، و از نظر من سزاوار و بجا است ! ( 106 . ) ( 107 . ) .
اى كاش شما را نمىديدم ! شگفتا ! شگفتا ! به خدا سوگند اين حقيقت قلب انسان را مىميراند ، و غم و اندوه مىآفريند ، كه آنها در مسير باطل خود اين چنين متحدند ، و شما در راه حق اين چنين پراكنده و متفرق ؟ ! روى شما زشت باد ، و همواره غم و غصه قرينتان باد كه شما هدف حملات دشمن قرار گرفتهايد ، پى در پى به شما حمله ميكنند و شما به حمله متقابل دست نمىزنيد با شما مىجنگند ، و شما نمىجنگيد اين گونه معصيت خدا مىشود و شما ( با عمل خود ) به آن رضايت مىدهيد .
هر گاه در ايام تابستان فرمان حركت به سوى دشمن دادم گفتيد اندكى ما را مهلت ده تا سوز گرما فرو نشيند و اگر در سرماى زمستان اين دستور را به شما دادم گفتيد اكنون هوا فوق العاده سرد است بگذار سوز سرما آرام گيرد ! همه اين بهانهها براى فرار از سرما و گرما بود ! شما كه از سرما و گرما ( وحشت داريد ) و فرار مىكنيد ، به خدا سوگند از شمشير ( دشمن ) بيشتر فرار خواهيد كرد ! .
اى كسانى كه به مردان مىمانيد ولى مرد نيستيد ! اى كودك صفتان بى خرد ! و اى عروسان حجلهنشين ! ( كه جز عيش و نوش به چيزى نمىانديشيد ) چقدر دوست داشتم كه هرگز شما را نمىديدم و نمىشناختم همان شناسائى كه سرانجام مرا اين چنين ملول و ناراحت ساخت ، خدا شما را بكشد كه اين قدر خون بدل من كرديد ، و سينه مرا مملو از خشم ساختيد ، و كاسههاى غم و اندوه را جرعه جرعه به من نوشانديد ، با سرپيچى و يارى نكردن نقشهها و طرحهاى مرا ( براى سركوبى دشمن و ساختن يك جامعه آباد اسلامى ) تباه كرديد ، تا آنجا كه قريش گفتند پسر ابو طالب مردى است شجاع ولى از فنون جنگ آگاه نيست ! . . .
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 109
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٠٩