از قيام حسين ، بيشتر از بيست انقلاب رخ داد كه طى آن درسال دوم ، دولت بنىاميه و در سال بيستم ، دولت بنىمروان به دست عباسيان برچيده شد .
اين موج دوم را موج دايمى ديگرى بايد مدد كند تا آن موج زنده بماند و آن موج سوم ، موج عزا ، نوحهسرايى ، گريه ، سينهزنى ، و زيارت حسين است . عزادارى علاوه برآنكه روش شهادت و فداكارى و ايثار و شهادت
پرورى را به انسان مىآموزد ، و رهبر با كفايت مىتواند به واسطهء آن مجالس و آن دسته از احساسات مردم بهره گيرد ، اضافه بر آن تعليم و تعلم عمومى نيز مرهون اين مجالس است . تهذيب نفس خصوصاً صبر ، استقامت ، شجاعت و زير بار ظلم نرفتن ، از اثرات مستقيم آن است . نقش ديگر اينگونه مجالس ، زندهنمودن دو قانون است از قوانين بزرگ اسلام كه امر به معروف و نهى از منكر باشد .
گريه براى حسين ، تشكيل مجالس عزا ، دستههاى عزا ، زيارت از دور و نزديك ، ايجاد بناهايى مثل حسينيه و سقاخانه ، زنده نگاه داشتن ولايت است ؛ زنده نگاه داشتن خون حسين است ؛ شركت در موج اول است ؛ زنده نگاه داشتن روح انقلاب است ، تا بالاخره به دست راهبرش حضرت بَقية اللّه عَجَّلَ اللّهُ تَعالى فَرَجَهُ الشَّريف تسلط بر جهان حاصل شود . اگر همهء ثواب بر عزادارى ، بر زيارت ، بر تشكيل مجالس مترتب شده است ، اصل زيارت ، اصل تشكيل مجالس براى اين است كه اينگونه مجالس ؛ رمز پيروزى ؛ رمز بقاى شيعه ؛ رمز زنده كردن ولايت ، و بالاخره مردم را زير پرچم حسين آوردن ، و همه را هماهنگ با حسين و هدفش نمودن است .
زندگانى چهارده معصوم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 81
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٨١