ذَكِرْنا عِنْدَهُ فَفَاضَتْ عَيْنَاهُ وَلَوْ قَدْرَ جَنَاحِ الدُّبَابِ غَفَراللُّه ذُنُوبَهُ وَلَوْ كَانَتْ مِثْلَ زَبَدِ الْبَحْرِ ! « 1 » فضيل بن يسار از امام صادق ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : « آيا در مجالس عزا مىنشينيد و از مصايب ما ياد مىكنيد ؟ » گفتم : آرى ، فرمود : خدا رحمت كند افرادى كه ولايت را زنده مىكنند . اى فضيل ! هركه ياد ما كند يا نزد او از ما ياد شود و گريه كند ، حتى به مقدار بال مگسى ، خدا گناهان او را مىآمرزد ؛ حتى به مقدار كف درياها . » قيام ابى عبدالله ( ع ) ، قيام نظامى نبود ، بلكه قيام عاطفى و تبليغى بود . حسين ( ع ) نمىخواست شخص يزيد و يزيدها را بردارد ؛ بلكه مىخواست شخصيت يزيد و بنىاميه و بنىمروان را نابود كند ؛ مردم را بيدار كند ، مردم را به حكومت بشوراند ، مردم را از حكومت متنفر كند . از اين جهت بطور مخفى از مدينه بيرون رفت و وقتى مردم فوجفوج به مكه مىآمدند ، او از مكه حركت كرد و روز عاشورا علاوه بر اينكه گاهى بدون اسلحه به ميدان مىرفت و سخنرانى عاطفى و تبليغى مىنمود ، و علاوه براينكه گاهى قرآن را به ميدان مىبرد و آنان را به قرآن قسم مىداد كه بيدار شوند ، كودك شيرخوارش را نيز به ميدان برد كه او را روى دستانش شهيد كردند ، و سرانجام موجى در كربلا ايجاد كرد كه عصر عاشورا تأثير نهاد و اختلافى در ميان لشكريزيد پديد آمد . اين موج را بايد موج ديگرى پيروى كند و آن موج ديگر ، اسارت خاندان حضرت حسين ( ع ) بود . خاندان ابى عبدالله الحسين به واسطهء اسارتشان ، به واسطهء تبليغاتى كه داشتند ، موج عظيمى در كوفه و شام ؛ بلكه همهء ممالك اسلامى ايجاد كرد . حتى گفته شده كه در مدت بيست سال قبل از قيام حسين ( ع ) يك انقلاب هم واقع نشد ؛ ولى در مدت بيست سال بعد
زندگانى چهارده معصوم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 80
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٨٠
هامش
( 1 ) - بحارالانوار چاپ قديم ج 10 باب ثواب البكاء از قرب الاسناد .