سرانجام در آخر يكى از نمازها پيغام را دادم . حضرت با كمال بىاعتنايى جملهاى فرمودند و مشغول نماز شدند . آن جمله چنين بود : لاحاضِرَلي مالٌ فَيَنْفَعُني وَلَمْ اخْلَقْ سَئُولًا ! « 1 » « ثروت ، نزد من نيست تا از آن بهره گيرم و خداوند مرا سائل حاجت خواه - خلق نكرده است . » يعنى ما اهل بيت از كسى حاجت نمىخواهيم . ما شيعيان خود را امر كرده و مىكنيم كه سؤال بى جا ، سؤال براى پرشدن شكم ، و مصرفهاى بى جا نكنند . ربيع مىگويد : « هارون دفعهء ديگر مرا پيش موسىبن جعفر فرستاد كه بگويم : به گناه خود اقرار كنيد تا شما را از زندان رها كنم ، « 2 » وبدانيد هيچكس جز من و شما نمىفهمد ؛ زيرا من قسم خوردهام تا شما اقرار به تفصير نكنيد ، رهايتان نكنم . » حضرت فرمودند : به هارون بگو هر روزى كه بگذرد يك روز سخت از من و يك روز لذتبخش از تو مىگذرد . حاكم ميان من و تو خدا است و چند روزى از عمر من باقى نمانده است . ربيع مىگويد : جواب موسىبن جعفر ، براى هارون به قدرى كوبنده بود كه چند روز آثار غم و غصه و شكست را در سيماى او مىديدم .
زندگانى چهارده معصوم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 119
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١١٩
1 - عَبْدِصالِح ؛ ما در توضيح اين لقب به جملهاى از زيارت آن بزرگوار اكتفا مىكنيم :
الصَّلاةُ عَلي مُوسَي بْنِ جَعْفَرٍ الَّذي كانِ يُحييِاللَّيْلَ بِالسَّهَرِ الَي السَّهَرِ بِمُوَاصَلَةِ الْأِسْتِغْفَارِ حَليفِ السَّجْدَةِ الطَّويلَهِ وَالدُّمُوعِ الْغَريزَةِ وَالمُنَاجَاتِ الْكَثيِرَةِ وَالضَّرَاعَاتِ الْمُتِّصِلَةِ . « 3 »
هامش
( 1 ) - در النظيم
( 2 ) - غيبت شيخ طوسى چاپ سنگى ص 21
( 3 ) - مفاتيحالجنان ، نقل از سيدبن طاووس