دنيا مىرود ؛ ولى حضرت ، سخنان دروغ آنان را فاش فرمود . « 1 » القابى كه براى موسى بن جعفر و همچنين براى ساير اهل بيت وجود دارد ، بىعلت نيست و همه از عالم ملكوت تعيين شده است . بنابراين ما دربارهء موسى بن جعفر به تشريح القاب او اكتفا مىكنيم : موسى بن جعفر را كاظم گفتند ؛ زيرا آن بزرگوار ، صابر و حليم بود و مصايب روزگار نتوانست او را از پا در آورد . در زيارت آن بزرگوار مىخوانيم : اللَّهُمَّ صَلَّعَلَي مُحَمَّدٍ وَاهْلِ بَيْتِهِ الطّاهِرِينَ وَصَلَّ عَلي مُوسَي بْنِ جَعْفَرٍ وَصَيِّ الْأبْرَارِ وَامَامِ الْأخْيارِ وَعَيْبَةِ الْأنْوارِ وَوَارِثِ السَّكِينَةِ وَالْوَقَارِ وَالْحِكَبمِ وَالْاثَارِ . « 2 » يعنى : « اى خداوند ! درود بفرست بر پيامبر محمد بن عبدالله و اهلبيت معصوم او و درود بفرست بر موسى بن جعفر كه وصى اوصياء و پيشواى شيعه و محل بروز صفات خداوند متعال و وارث سكينت و وقار كه در مصايب روزگار خود را نباخت - دين ، مردانگى ، شخصيت و آقايى خود را حفظ كرد - و وارث حكمتها و علمهاى اهل بيت است . » خلاصهء سخن ، كاظم كاظم ، است ؛ صابر است ؛ حليم است ؛ سعهء صدر دارد ؛ در طوفانها و در جزر و مد روزگار مثل كوه پابرجاست و دشمن نمىتواند او را از پاى درآورد . هارون الرشيد خيلى مايل بود كه موسىبن جعفر در مقابلش خضوع كند ؛ ولى با اين آرزو به گور رفت . ربيع مىگويد : « هارون مرا به زندان نزد موسىبن جعفر فرستاد و پيغام داد : مىدانم بيگناهى ؛ ولى صلاح من و تو اين است كه در زندان باشى ! از اين جهت هر غذايى كه مايل باشيد بفرماييد تا براى شما تهيه كنند . » ربيع مىگويد با اين پيغام ؛ يعنى با اين حيله ، به زندان آمدم . حضرت به نماز بودند و من هرچه مىخواستم صحبت كنم ، مشغول نماز ديگرى مىشد ؛ تا
زندگانى چهارده معصوم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 118
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١١٨
هامش
( 1 ) - جلاء العيون شبر ج 3 ص 65 نقل از امالى صدوق و عيون الاخبار ج 1 ص 97 و سيد مرتضى ره در عيون المعجزات
( 2 ) - سيد بن طاووس در مصباح الزائر - مفاتيح الجنان