« چنان كه مى ترسيد كه نزاع و اختلاف سخت بين زن و شوهر پديد آيد ، از طرف خويشان مرد و نزديكان زن داورى انتخاب كنيد . اگر مقصود اصلاح بين زن و شوهر باشد ، خداوند آنها را در آن موفّق مىكند ، بدرستى كه خدا بر همه چيز دانا و آگاه است . »
حكميّت و داورى هنگامى است كه خانواده در آستانه ى از هم پاشيدن و طلاق قرار بگيرند و ديگر هيچ چاره اى وجود نداشته باشد .
در آن هنگام است كه بايد از طرفين كسى يا كسانى بنشينند و كدخدا منشانه قضيه را خاتمه دهند و صلح و صفا را برقرار نمايند .
پس ، مطرح كردن اختلاف و نزاع در بيرون از خانواده در آخرين مراحلى است كه منهدم شدن يك نظام خانوادگى و مسئله ى طلاق مطرح شده باشد ، نه اين كه با كوچكترين اختلاف سليقه و يا نزاع مسئله ى داورى مطرح شود .
نتيجه
آنچه كه از آيه ى مباركه استفاده مىشود اين است كه تا سر حدّ امكان اختلافات خانوادگى در بيرون از منزل مطرح نشود . به گاهِ ضرورت بايد مراحل مختلف « موعظه » ، « قهر » و . . . طى شود و اگر نتيجه بخش نبود و ترس طلاق مى رود ، اختلاف را به داورى نزديكان ببرند .
در ضمن ، بنابراين تعبير اگر لباس انسان آلوده باشد ، اين آلودگى باعث شرمندگى براى انسان است نه براى لباس ، همچنين ، نقاط ضعف مرد يا زن را پيش ديگران مطرح كردن ، مثل آن است كه انسان لباسش را آلوده و چركين كند و آنگاه به ديگران نشان دهد .